در اين جا چند مطلب است
مطلب اول : اين شرط شامل بيعت مردان ( مشركين مكه كه پس از پيروزى مسلمانان در فتح مكه كه پيامبر بر كوه صفا بود بيعت كردند ) شرط نشده و فقط در مورد زنان مشركه مكه شرط شده است .
مطلب دوم : در اسلام آوردن كفار و مشركين از هر صنفى باشند و چه زن و چه مرد هيچ شرطى وجود ندارد تنها شهادت و اقرار به خدا و رسول اوكفايت مىكند حتى ايمان به معاد و نبوت انبياء ديگر كه از اصول دين است شرط اسلام آوردن قرار نگرفته است . « 1 »
مطلب سوم : اشتراط امور مذكور بر زنان مكه طبق مصلحتى در آن موقع بوده كه خداوند آن را مىدانسته و شرط قرار داده است و به ا صطلاح امروز حكم سياسى بوده نه حكم دائمى فقهى .
نگارنده در آلمان ( شهر كسل ) و در پاكستان ( شهر اسلام آباد ) دو زن غربى را مسلمان نمود و هيچ شرطى بر آنان نگذاشت و تنها سفارش كرد كه نماز بخوانند . و نيز يك مرد ظاهر مجوسى در ايران ( شمرن ) و يك مرد روسى در مسكو كه در موقع مذاكرات مجاهدين با دولت غاصب شوروى ضمن هيأت مجاهدين رفتهبودم ، و با من دو جلسه صحبت كرد ، او عضو هيأت مذاكرات شوروى بود ، در جلسه كه در سفارت پاكستان شب مهمان بوديم ، به اسلام تسليم شد و كلمهى شهادتين را خواند و ترجمان ما دو نفر ؛ ازبك بود .
مطلب چهارم : معنا و جايگاه بيعت در شريعت اسلام . راغب در مفردات خود ذيل عنوان « البيع » مىگويد : « و بايع السلطان اذا تضّمن بذل الطاعة له بما رضخ له ، و يقال لذلك بيعة و
هامش
( 1 ) - ايمان به قيامت و نبوت انبياى گذشته بر زنان مشركه مكه هم شرط قرار دادهنشده است .