فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ
( المؤمنون : 101 ) ؛ در قيامت نسبهاى شما از بين مى رود :
« يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ »
( عبس : 34 ) « 1 »
5 - آيهى مباركه :
« قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ . . . »
الممتحنة : 4 و تكرار دو بارهى آن
« لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ »
( الممتحنة : 6 ) ؛ اين مطلب را مىرساند كه اقتداء به اعمال و روش انبياء الهى در مواردى كه نصى بر خلاف آن در شريعت اسلام نباشد ، جايز است و اين باب ثمراتى در فقه دارد .
6 - كار ابراهيم ( ع ) و پيروان او و بيزارى آنان و حتى ظهور عداوت و بغض از كفار تا ايمان آوردن آنان بود ، هر چند كه دشمن خدا و مؤمنين نباشند ؛ يعنى اطلاق الفاظ آيه مقيد به فرض دشمنى نبوده است و اين كار از لازمه ايمان است ، هر چند واجب نباشد ؛ ولى با جواز محبت كفار غير دشمن خدا منافات دارد .
تحقيق مطلب در اوايل مجلد اول حدود الشريعة فى محرماتها مذكور است محققين به آن جا مراجعه نمايند .
به هر حال قدر متيقن از آيات اين سوره ، حرمت شديد دوستى با دشمنان خدا و دشمنان مؤمنين است و عداوت با آنان و برائت از آنان نيكو و از علايم ايمان كامل است . والله العالم .
از آيهى هشتم مىفهميم كه نيكويى كردن و عدالت نمودن با كفارى كه با مؤمنين در موارد دين شان نجنگيدهاند ، و آنان را از خانههاى شان بيرون نراندهاند حرام و ممنوع نيست .
و در آيهى نهم مىفرمايد خداوند تنها شما را از دوستى و يا پذيرفتن ولايت كسانى نهى
هامش
( 1 ) - ولى مع الوصف ممكن است إنساب واقع بين مؤمنين موجب شفاعت بعضى براى بعضى بشود و آيات اين معنا را رد نمىكند . والله العالم .