تفسير سوره ممتنحه « 1 »
در اين سوره مباركه مطالب كه در اين كتاب ذكر آنها نيكو است امور زير است :
1 - حرمت محبت كفارى كه دشمن خدا و مسلمانان است ؛
2 - حرمت ولى گرفتن آنان كه كارهاى مسلمانان به دست آنان باشد ( بنا براين كه اولياء به همين معنى است نه به معنا دوستان ) مگر اينكه بگوييم جملهى
( تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ )
تفسير كلمه اولياء باشد .
به هر حا ل از صدر اين سوره حرمت محبت مطلق كفار ، هر چند كه با خدا و مؤمنين دشمنى نمىكند ، به دست نمىآيد .
3 - عدم نفع رسانيدن اولاد و ارحام در قيامت مخصوص به فرضى است كه آنان مسلمان نباشند ، براى اين كه اولاد و ارحام مؤمنين مىتوانند در حيات خود به وسيلهى دعا و استغفار كمك كنند و نافع باشند و همچنين در قيامت كه رواياتى به اين موضوع دلالت دارد ؛ ولى اين آيه تفسير ديگرى مىطلبد . « 2 »
4 -
« يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ » ؛
يعنى روز قيامت بين خويشاوندان حتى بين پدران و پسران جدايى افكنده مىشود و نيز به درد همديگر نمىخورند .
و الحاق ذريه مؤمن به او ( طور 21 ) اولًا در بهشت است و ثانياً در فرض ايمان ذريه مىباشد كه بحث آن در تفسير سوره طور گذشت و در آيهى ديگر مىفرمايد :
« فَإِذا نُفِخَ
هامش
( 1 ) - اين سوره مدنى است و سيزده آيه دارد .
( 2 ) - ممكن است مراد اين باشد كه اگر در دنيا با كفار همكارى كنيد و اسرار مسلمانان را به آنان اطلاع دهيد يا اولاد و ارحام شما از گزند آن محفوظ بمانند ، روز قيامت اين گناه بزرگ شما را اولاد و ارحام شما از ببين برده نمىتوانند .