دارد تا جايى به آسمانها برويد كه در قرن بيست و يكم مجرد خيال است ؛ چونكه آخرين امكانات مادى إنسان تنها پاى او را به كرهى ماه ، كه در حدود چهارصد هزار كليومتر از زمين دور است كشانيده و ماهوارهى آنان به قصد رسيدن به مدار سياره مريخ در فضا در حال حركت است و آينده را خداوند مىداند .
و اما اينكه از منظومهى شمسى - تا چه رسد كه از آسمان اول - بيرون رود كسى شايد به فكر آن نباشد .
در اين صورت ، آيه از بزرگترين معجزات علمى قرآن مجيد است . والله العالم . « 1 »
ولى ذكر جن كه ظاهراً ترقى صنعتى و تكنالوژى را ندارند ممكن است احتمال اول را تقويه كند ؛ چونكه اخير آيه ( الابسلطان ) موضوع را مخصوص به إنسان مىكند و جن نا توان از تحصيل سلطان و قدرت است . مگر اينكه بگوييم : قدر متيقن ، عجز جن ازتكنالوژى دست يافته بشرى است ؛ ولى از كجا معلوم است كه تحصيل و سايل ، از نوع ديگر ، كه با جسم لطيف او تناسب داشتهباشد ، از سلطان او بيرون باشد . والله العالم . « 2 »
هامش
( 1 ) - حتى بنابر فرض اول كه خطاب مذكور پس از بيرون آمدن إنسانها از قبور باشد ، - چه در ز مين و چه در موقف حساب - باز هم خطاب مذكور اثبات امكان سفر فضايى إنسان را با وسايل مىكند كه معجزهى بزرگ قرآنى مىباشد .
( 2 ) - مشكله اينجا است كه ما از خصوصيات وجودى جن جزء تصور مبهم چيزى نمىدانيم آنچه در كتابها كه قصههاى جن را نوشتهاند مجرد قصه است كه در مباحث علمى و عقلى به درد نمىخورد .