توسط مواعظاى واعظين به همين بيان است .
گاهى حروفى كه به وسيله دهن تلفظ مىشوند بين اقوام دنيا ، بسيار تفاوت كمى و كيفى دارند كه از آيات خداوند است تعداد حروف لغت مردم چين ، به مراتب از تعداد حروف فارسى و عربى و غيره بيشتر است .
فايده
بيان به معناى تكلم و مترادف آن نيست ؛ بلكه مىشود صحبت كردن را مصداقى از بيان دانست . طبرسى ( ره ) در مجمع البيان ، بيان را به الادلة الموصلة الى العلم ( دلايل رساننده به يقين ) تعريف كرده و از ديگرى نقل كرده كه بيان ظاهر كردن معنى براى خود است كه معنى از غير خود متمايز گردد ؛ مثل جدايى معناى اسب از معناى شتر .
بنابراين بيان به معناى تعقل تصورى وتصديقى مىباشد .
باز طبرسى در تفسير
« عَلَّمَهُ الْبَيانَ »
مىگويد : يعنى نامهاى هر چيز و همه لغات و زبانها را . . . البيان : نطق و كتابت و خط و فهم و افهام ( فهميدن و فهمانيدن ) تا ( إنسان ) بداند كه چه مىگويد و چه به او گفته مىشود و اين قول ( كه از جمعى نقل شده ) ظاهرتر و شاملتر است و گفته شده كه بيان گفتارى است كه به آن مقصود گويندهى آن ظاهر شود .
مرواريد و مرجان
« يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ »
( الرحمن : 22 ) ؛ اين دو نيز از نعمتهاى خداوند است ؛ ولى معلوم نيست كه تنها مورد استفادهى طبى و اقتصادى إنسان است و يا جن هم از آن استفاده مىبرد ؟ عجب اين كه گذشتگان مرجان را ، نبات فرض مىكردند . و امروز ثابت شده كه حيوان زنده جان است .