آيهى متكرره مشاراليه ، بيان شده ، مكلف است و همه آنها مشترك بين جن و إنسان است و گويا مواردى كه آيهاى تكليف آور باشد براى آنان تكليف آور است . و نيز همهى آن آيات براى آنان قابل فهم است و گرنه خطابات 31 آيه لغو مىشود . وقتى مىخوانيم
« سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ »
( الرحمن : 31 ) مى فهميم كه جن هم ، روز حساب دارند . ؛ ( يعنى در ميدان حساب حاضر مىشوند ) و هكذا من تا كنون مفسرى را نديدهام كه در اين مورد بحثى كردهباشد .
معناى جان
گفته اند كه جان پدر جن است ؛ مانند آدم كه پدر بشر است و جان قبل از آدم خاكى ، از آتش آفريده شده است بعضى از مفسرين گفته است كه جان ( پدر جن ) همان ابليس است و مىشود اين قول را از گفتهاى ابليس به دست آورد كه با بى ادبى به خداوند مىگويد :
« خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ »
( الأعراف : 12 ) ، والله العالم .
استعداد سفر فضايى در كنارههاى دور
« يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ »
( الرحمن : 33 ) ؛ اى جماعت جن و إنس اگر مىتوانيد كه از راههاى آسمان و زمين نفوذ كنيد برويد ( ولى ) شما بدون قدرتى نمىتوانيد نفوذ كنيد .
آيه را مىشود دو معنى كرد : يكى اينكه اين خطاب به جن و إنس در ميدان حساب قيامت تعلق مىگيرد كه اگر مىتوانيد از حساب و عذاب فرار كنيد ، فرار كنيد ؛ ولى بدون قدرتى فرارنمىتوانيد و شما اين قدرت را نداريد . سياق آيه قبلى و بعدى همين معنى را تأييد مىكند .
دوم : اينكه خطاب فوق در همين دنيا به جن و إنس باشد كه دلالت بر امكان سفر فضايى