ممكن است از اين آيات چهارگانه بفهميم كه قضا نفس معناى كن ( ايجاد تكوينى ) باشد . اين بود بيان مختصرى در مورد قدر و قضا از نظر قرآن در تكوين و در تشريع كه با اندك توجه معناى آن دانسته مىشود .
و اما تعريف فلاسفه و جمعى از متكلمين براى قضا و قدر مصطلح شان ، بايد در كتب خود شان ديدهشود . « 1 » و قضاء و قدر الهى به هيچ وجه موجب سلب اختيار بندگان در افعال اختيارى شان نمىشود . « 2 » والله الموفق « 3 »
در آيهى 50 سوره قمر ( آيهى بعد از آيهى عنوان اين بحث ) آمده است :
« وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ »
( القمر : 50 ) ؛ امرما جز يكى نيست مثل يك چشم بهم زدن . ظاهراً مراد از اين امر ، همان حكم تكوينى كه قضا باشد كه بعد از آيهى سابقه ( انا كل شىء خلقناه به قدر ) آن را براى تكميل بيان قدر و قضا فرموده است .
تفسيرسوره الرحمن « 4 »
دو قسم رحمت
« الرَّحْمنُ ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ ، عَلَّمَهُ الْبَيانَ
الرحمن : 1 - 4 ؛ رحمان قرآن را ( به نوع إنسانى و يا به جن و إنس ) تعليم داده ، إنسان را آفريد و بيان را به او ياد داد . « 5 »
هامش
( 1 ) - مىشود به صراط الحق ج 2 در بحث جبر و اختيار از مباحث عدل ، مراجعه نماييد .
( 2 ) - همان
( 3 ) - رجوع شود به تفسير اين آيه در تفسير الميزان .
( 4 ) - اين سوره مدنى و شمارهى آيات آن ، 78 است .
( 5 ) - اين چهار آيه مجموعا يك جمله مركب از يك مبتداء و سه جمله خبريه است .