كند و يا در شر و يا در مباحات و به همين اختيارى كه در صرف قدرت خدا دادى دارد ، نمايندهى خدا شده و مستحق درجات و دركات مىگردد و به بهشت و دوزخ مكافات و مجازات اوست ( دقت كنيد ) كه مطلب با دقتى كه دارد روشن است بنابراين جبر و تفويض عقلًا و شرعاً مانند كسب ، باطل و غير معقول است و امر بين امرين همان است كه گفتيم . « سبحان من تنزه عن الفحشاء و لا يدخل فى ملكه ما لا يشاء « 1 » » .
خطابهاى تند به خير المرسلين ( ص )
چندين جا در قرآن مجيد ، خطابهاى تندى به حضرت خاتم النبيين ( ص ) شده كه از از چند مطلب حكايت مىكند :
مطلب اول : قرآن ساخته پرداختهى خود آن حضرت ( ص ) نيست ، و گرنه هيچ كسى حاضر نيست در جمع اتباع و مريدان خود سرزنش شود ، قرآن از طرف خداوند نازل شده و به هر نحوى كه بخواهد نازل مىكند ، انبياء به شمول سرور آنان ، بندگان متواضع ، خاضع و خاشع او مىباشند .
مطلب دوم : قانون آسمانى خدا خيلى مهم است ، هيچ كسى حتى برترين و بالاترين فرد نوع انسانى اگر از دستورات او تخلف كند به جزاى خود مىرسد و هيچ كسى از پيروى دين در همهى دستورات ( واجبات و محرمات و ساير احكام ) استثناء نشده است .
مطلب سوم : انبياء و رسولان و امامان و خاتم آنان ( صلى الله عليه و آله و عليهم ) بايد از ساير مردم بيشتر مقيد به دستورات اديان خود باشند و آنان ؛ مانند اعضاى بلند مرتبهاى دولتهاى امروزى نباشند كه خود را فوق قانون مىدانند و تنها قانون را بر مردم عادى تطبيق مىكنند به
هامش
( 1 ) - تفصيل اين بحث را در كتب كلامى نگارنده ، با تفصيل بخوانيد ( لاجبر و لاتفويض ، بل امر بين الامرين ) عقلى و شرعى و نظر اهل بيت ( ع ) است .