معناى آيه ، اين نيست كه اعمال بد و خوب ، كوچك و متوسط ، ثواب و عقاب ندارد ؛ بلكه بزرگى رحمت خود را اينجا نشان داده كه به بهترين عمل شما ثواب زياد مىدهم و بدترين عمل شما را ، مىپوشانم . و به طريق اولى غفور رحيم از عملهاى بد ديگر ، هم مىگذرد ، اللهم عاملنا بفضلك هكذا . . .
سخنى در مورد شفاعت
شفاعت در دنيا و آخرت از آن خداوند است :
« قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
( الزمر : 44 ) ؛ آيا ( مشركين ) غير خدا را شفيعان خود گرفتهاند بگو هر چند كه آنها مالك اختيار هيچ چيزى نباشند و نه عقل داشتهباشند ؟
نتيجهى روشن اين دو آيه
1 - شفاعت اختصاص به خداوند دارد كه مالك آسمانها و زمين است ؛
2 - غير خداوند ( معبودهاى مشركين ) شفاعت نمىتوانند ؛ چون نه مالك چيزى هستند و نه عقل دارند ؛
دستهى سومى هم مىمانند كه هم صاحبان عقل هستند و هم صاحبان اختيار ؛ البته نه اختيار ذاتى ؛ بلكه اختيارى كه از اذن خداوند پديد مىآيد :
« مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ . . . »
( البقرة : 255 ) و
« إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ . . . »
( الجن : 27 ) و
« ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ . . . »
( يونس : 3 ) و
« وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ . . . »
( سبإ : 23 ) و ساير آيات مشابه ؛ مثل
« لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً »
( مريم : 87 ) .
از مجموع آياتى كه در مورد شفاعت وارد شده ؛ به آسانى ظاهر مىشود كه اولًا : شفاعت همهاش از خداوند است كسى بدون اذن خدا شفاعت نمىتواند و نه اختيارى دارد تا چه رسد به بتهاى مشركين بىعقل ؛
ثانياً : شفاعت را خداوند به جمعى عطا فرموده كه هم در دنيا مىتوانند شفاعت كنند و هم