معناى تعلق قلبى تأويل برده كه مخالف لغت و عرف اسلامى است .
عبادت در لغت به معناى تذلل است و مستفاد از آيات كثيرهاى قرآن كه كلمهى مقدسه « ربّ » در آنها آمده ، اين است كه : عبادت شركآور ، تذلل در برابر هر موجودى غير الله ؛ اعم از عاقل و حيوان و جامد و نابت و جن و ملك و هر چيزى خيالى ديگر به عنوان « ربّ » است . و گر نه تذلل در برابر انبياء و اولياء و والدين و تذلل در برابر علماى دينى و محاسن سفيدان و اولياى نعمت پسنديده است و راجح ، نه حرام و ممنوع تا چه رسد به شرك و تفصيل آن را در كتابهاى ديگر خود آوردهام . خداوندا ! افراد افراطى [ را ] كه خونهاى مسلمانان را بدون جهت ريخته و مىريزند و افراد تفريطى را كه در ورطهى خطرناك شرك نا آگاهانه سقوط مىكنند و يا به حر ام مبتلا مىشوند ، هدايت بفرمايد
، وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً .
بنابراين شفاعت طلبيدن از ارواح انبياء و توسل به ارواح اولياء براى اينكه از خدا بخواهند ؛ حاجات آنان را بر آوردهسازد ، به هيچ وجه ، نه شرك عبادى است و نه شرك در خالقيت .
ارواح مطهرهى انبياء و اوليا ، و مطلق علماء و بزرگان دينى در برزخ حيات دارند و نيز قرآن از پندار و گفتن مردگان در حق شهداء ، نهى مىكند ؛ بلكه تصريح به حيات آنان مىفرمايد و افزون بر حيات شان ، نزد خداوند روزى مىخورند ، و به آنچه كه خداوند به آنان از فضل خود داده خوشال هستند و به كسانى كه هنوز به آنان ملحق نشدهاند بشارت مىدهند كه بر شما خوف و ترسى نيست :
« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ »
( آلعمران : 169 ) ، وقتى عوام شهداء چنين مقامى داشتهباشند ، انبياء و اولياء و علماء و صحابهى كرام ، به طريق اولى از چنين مقامى برخور دار هستند . تشبيه كردن ارواح مقدس آنان به بتها بسيار بى ادبى و توهين به آنان است ؛ نعوذ بالله منه .
به هر حال بهتر است مسلمانان حاجات خود را از خدا بخواهند به اين عبارت كه : خداوندا !