ضعيف جهان اسلام را مىترسانند « 1 » و تنها راه تهاجم آنان تضعيف روحيهى جوانان ما است ، نه منطق عقلى دارند و نه جهان بينى إنسانى ، جوانان متدين ما وظيفهى دينى دارند كه به جواب آنان بپردازند .
امروز نزاعهاى مذهبى بين شيعه و سنّى حرام شديد و خيانت به اسلام و كمك به دشمنان اسلام و إنسانيت است و همه با هم برادرانه براى احياى توحيد و اسلام همكارى كنيم .
و ما به جاى فرهنگ خرافى غربى ، فرهنگ الهى و شريعت اسلامى را در كشورهاى خود پياده كنيم .
دقت در يك آيه كه جمعى از غافلين گمراه شدهاند
« . . . وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى . . . »
( الزمر : 3 ) ؛ كسانى كه به جزء از خداوند سر پرستانى براى خود اختيار كردهاند ( مىگويند ) ما آنان ( سرپرستان ) را پرستش نمىكنيم مگر اينكه مارا به خدا نزديك كنند .
دقت كنيد كه اين مردم از دو جهت كافر شدهاند :
اول : در خالقيت مطلقهاى خداوند : سر پرستان و اولياى خود را شريك قرار دادهاند و معناى « ولى » همين است كه بعضى از كارها را براى پيروان خود انجام مىدهد ، نفس همين عقيده بدون عبادت موجب شرك درخلقت است بتها و سنگها و چوبها و ملائكه و جن و هر كسى ديگر به غير از ارادهى خدا به كسى نفع و ضرر نمىرساند ؛ و عقل خدادادى ما نيز بر همين مطلب دلالت دارد تا كس از ديگرى اميد نفع و ضرر نداشتهباشد ، هيچگاه انگيزهى سؤال و خواستن چيزى از اول در دل آن كسى پيدا نمىشود ، و اين موضوع بسيار روشن هست مگر خداوند عقل و قلب كسى را مسخ كرده باشد ؛ بلى جمعى از مشركين يا اكثريت
هامش
( 1 ) - شرح اين داستان بسيار سردرازى دارد و دانشمندان ما بايد كتابهاى متعددى با ارقام و شواهد در اين موضوع به زبانهاى مختلف براى بيدارى جهان اسلام خصوصاً براى جوانان مسلمان بنويسند .