آنها ، همان گونه كه قرآن نقل فرموده است خلقت آسمانها و زمين را از آفريدن بتهاى خود - به همان عقل خدا دادى خود - بالاتر مى دانستند و آن را به « الله » نسبت مىدادند و در اين مورد خاص موحد بودند ؛ ولى در موارد ديگر كه پاى بتها و ساير اربابهاى خود را در ايجاد آنها مؤثر مىدانستند ، مشرك بودند ؛ بعضى از مفسرين مدقق مىگويد : ولايت و ربوبيت قريب المعنى هستند ؛ چون « رب » به معناى مالك و مدبر است ؛ و « ولى » به معناى مالك تدبير و يا متصدى تدبير است .
بنا براين ، مشركين و بت پرستان نادان از سرپرستان و اولياى خود خلق ، باران و شفاى فرزندان و بيماران و سلامتى حيوانات و دفع جن را مىطلبيدند و اعتقاد داشتند كه اوليا و سرپرستان اين كارها را مىتوانند و گرنه با فقرى كه داشتند هيچگاه براى آنان قربانى و نذورات را انجام نمىدادند .
دوم : ازجهت عبادت اين اوليا هر چند به باور اينكه عبادت آنان موجب تقرب به خداوند بزرگ مىشود ، موجب شرك آنان مىشد « 1 »
ممكن است بگوييم : اين آيه در بيان شرك در عبادت نباشد و تنها در بيان شرك در خالقيت باشد كه ما قبل اين آيه ، بر آن قرينه مىشود و شرك در عبادت از آيات ديگر به دست مىآيد ؛ مانند :
« أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً »
( الكهف : 110 )
كلامى در تعريف عبادت
محمد بن عبدالوهاب ، در كتاب خود عبادت را تعريف درستى نكرده ؛ بلكه آن را به
هامش
( 1 ) - شرك موجب خلود در دوزخ اقسامى دارد : 1 - شرك در وجوب وجود خدا ؛ 2 - شرك در خالقيت و فاعليت خدا ؛ 3 - شرك در تركب وجود خدا و بسيط ندانستن ذات او ؛ 4 - شرك در رازقيت خداوند . 5 - شرك در عبادت خدا ؛ 6 - شرك در صفات خدا . و تفصيل آن در كتابهاى ديگر نگارنده مذكوراست .