( النحل : 9 ) ؛ اگر خدا مىخواست همهى شما را هدايت مىكرد ، و اين موضوع بسيار معلق و پيچيده است و كيفيت قدر و قضاى الهى به ما گفته نشده و دانش ما ، در اين مورد بسيار اندك است ، من نمىدانم كه خود مرسلين كرام ( عليهم السلام ) در اين مورد تا چه اندازه مىفهميدند .
ولى شكى نيست كه يارى خداوند نه عموم افرادى داشته و نه شمول احوالى ، قانون سببيت كه سنّت الهى است استيعاب افرادى و احوالى دارد بسيارى از انبياء احتمالا به شهادت رسيدهاند يا شكنجه و ناراحتى شديد داشتهاند كه مايهى ثوابهاى زيادى براى آنان شده است .
و به عبارت جامع كه به عقل محدود نگارنده مىرسد ؛ انبياء و اولياء هم برخوردار از يارى و نصرت الهى بودهاند و هم برخور دار از بلاها و جان فشانىها كه از لازمهى مناصب الهى آنان بوده است و آنان هم در مورد اول ، شاكر و در مورد دوم ، صابر بودهاند . والله العالم بحقيقة كلامه و قضائه .
چند نكته ديگر در اين فصل
1 - آنچه كه گفته آمد در فرض ارادهى سلامت شخصى مرسلان خدا ، از جانب كفار و دشمنان دين مىباشد .
اما اگر مراد از نصرت موعود درآيهى مباركهى گذشته ، نصرت در دين باشد ، فهم مطلب پيچيده مىشود ؛ زيرا آيات زياد قرآن از كفر و فسق و عصيان و نادانى و قصور اكثريت مردم و هدايت و ايمان قليل مردم ، خبر مىدهد ، و اين آيات و آيات مشابه ، دلالت دارد كه انبياء و رسولان الهى - بدون تقصير و كمكارى - در وظايف محولهى خود با بينات و كتاب و ميزان كه خدا به رحمت خود به آنان داده بود ، در اكثر از زمانها ناكام ماندهاند و امروز هم مىبينيم كه با يك ميليارد چند صد ميليون مسلمان ، كفار چند برابر مسلمانان هستند ، شايد در طول تاريخ بشريت در هيچ دورهاى ( بعد از دوره حضرت آدم و از موقع رواج شرك و بت پرستى )