تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
الصُّدُورِ »
العاديات : 10 ؛
« وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ »
الحجر : 47 ؛ و آيات زياد ديگر . اين هم دو آيه ديگر : 1 -
« وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
الحج : 46 ؛ 2 -
« وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ . . »
آل‌عمران : 154 ؛ « 1 » با ملاحظه آيه اول كه نسبت كورى را به دلهايى مىدهد كه در سينه ها است ، ممكن است تمام آنچه كه به صدور و صدر نسبت داده شده واقعاً از صفات و افعال دل و دلها ( قلوب ) باشد كه به علاقه حال و محل مجازاً به صدور و صدر نسبت داده شده است ، و به عبارت واضح تر نسبت صفات و افعال مظروف ( قلب ) به ظرف ( صدر ) داده شده است ، و همه مىدانيم كه قلب در سمت چپ سينه قرار دارد . ولى با ملاحظه آيه دوم كه قلوب در برابر صدور قرار گرفته و به هر كدام حكمى نسبت داده شده است ، مىشود گفت صدور معناى خود را دارد و قلوب معناى خود را آنچه در صدور است آزمايش مىشود و آنچه در قلوب است تمحيص و پاك و خالص مىشود ، و بنابراين صدور و قلوب با هم متفاوت و هر كدام حال خود را دارد ، آنچه كه به صدور در قرآن نسبت داده شده ذكر شد و قسمتى از آنچه كه به قلب و قلوب نسبت داده شده است قرار زير است : غليظ القلب ، بقلب سليم ، كل قلب متكبّر جبّار ، قلب منيب ، نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ ، يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ ، آثم قلبه ، يحول بين المرء و قلبه ، و قلبه مطمئن بالايمان ، من اغفلنا قلبه ، فى قلبه مرض ، و ختم على سمعه و قلبه ، يهد قلبه ، فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ، لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا ، زيغ ، طبع ، تقوى القلوب ، تعقّل ، تقلّب ، بلوغ الحناجر ، اشمئزاز ، كظم القلوب ، اقفال القلوب ، انزال السكينة فى القلوب ، جعل رأفت و رحمت ، قساوت ، كسب قلوبكم ، تاليف قلوب ، ربط قلوب ، مرض
هامش
( 1 ) - مگر اين‌كه بگوييم جمله دوم عطف تفسيرى جمله اول است .