نگه مىدارد از اينكه زوال يابند . « 1 »
از نظر علمى ثابت است كه قوه جاذبه و دافعه همه ستاره ها و سياره ها را در مدارات شان حفظ مى نمايند كه نه سياره ها در شكم ستاره ها ( خورشيد ها ) بريزند و از مدار خورشيد بدر رفته و در فضا با سياره ها و ستاره ها تصادف نمايد و همچنين ستاره ها نيز در مدار هاى خود در كهكشان خود بمانند نه فرار كنند و نه با همديگر بر خورد كنند ، بين اراده خدا و قوه جاذبه و دافعه تزاحمى وجود ندارد ، اين دو قوه مخلوق خداوند است و امساك خداوند به وسيله همين دو قوه صورت مى گيرد و اگر از اين دو قوه صرف نظر شود احدى بعد از خدا توانايى امساك كرات را در مدارات آنها ندارد .
تفسير سوره يس « 2 »
« لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ »
يس : 6 ؛ تا بترسانى قومى را كه پدران شان ترسانيده نشده بودند پس خود آنان در غفلت هستند .
پيامبر اسلام بر همه بشر مبعوث بوده ، پس مىشود قومى كه مورد انذار او قرار مى گيرد مخصوص به قريش و يا اقوام مكه و مدينه نباشد ، بسيارى اماكن ديگر را حتّى مردم آفريقا و آمريكا را نيز شامل مىشود .
سؤال مهم اينجاست كه اگر همه انسانها براى عبادت آفريده شده بودند و به تعبير ديگر اگر عبادت يگانه علّت غايى اولى خلقت جن و انس بوده كه در آيه ديگر ذكر شده :
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
الذاريات : 56 ؛ چگونه امكان داشت پدران اين مردم كثير بدون انذار دهنده بودهاند ؟ فرض كنيد مراد از اين قوم ، عربهاى مكه و مدينه و اطراف آنها
هامش
( 1 ) - يعنى كرات آسمانى ستارهها و سيارهها از مدار خود جدا و بيرون روند ( دقّت كنيد ) .
( 2 ) - اين سوره مكى و داراى 83 آيه است .