در سوره جمعه مىفرمايد : وقتى نماز جمعه تمام شد برويد و طلب روزى كنيد « وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ » شكى نيست كه عقلًا و شرعاً بايد مردم از راههاى عقلايى براى به دست آوردن روزى بروند همين اسباب عقلايى سبب زيادتى و كمى روزى مىشود تقدير خداوند در ضمن قانون سببيت صورت مى گيرد و اين بحث كلى در همه جا جارى است زنده شدن و زنده بودن و مردن به اراده خداوند است ؛ ولى از راه قانون عمومى عليت و سببيت . بلى قضا و قدر الهى بى حساب نيست ؛ بلكه دقيقاً از راه اسباب است و بايد همه بدانيم كه قانون عليت نيز از اراده خدا نافذ شده است و قابل تخصيص نيست و در مورد معجزات بازهم قانون عليت تخصيص نمى خورد ؛ بلكه علل و اسباب قوى تر جايگزين اسباب عادى مىشود ( دقّت شود كه مطلب فهميده شود )
ذيل آيه مطلب نويد بخش و تشويق كننده دارد كه مىفرمايد : آنچه از اموال خود را در راه خدا - فقرا و جهات عامه - انفاق كنيد خداوند ( ج ) جاى آن را پر مىكند . خداوندا به اين بنده ضعيف خود و همه مؤمنين توفيق انفاق را مرحمت فرما و مطابق وعده خود در قرآن از فضل و كرمت يكى را به هفت صد يا بيشتر عوض عطا بفرما . بلى خداوند نفقه را بيمه كرده است ؛ بيمه فوق العاده . !
علّت اولى خلق انسان
« وَ ما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ »
سبإ : 44 ؛ ما در گذشته از كتابهاى آسمانى را ( به قوم تو ) نداده بوديم كه مى خواندند و ما پيش از تو بيم دهنده اى براى آنان نفرستاده بوديم . از اين آيه به خوبى پيدا است كه پيش از پيامبر ( ص ) مردم مكه پيامبر و دينى نداشتهاند و همانند بنى اسرائيل بعد از اسحاق و يعقوب و يوسف و موسى و عيسى و ساير انبيايى كه براى آنان آمدند ، بعد از اسماعيل پيامبر و كتابى براى آنان ( عربهاى مكه ) نيامده بود . بنابراين دو ايراد به زعم جمعى از متكلّمين شكل مى گيرد :