مىفرمايد : از روح خود ، در بدن او دميدم كلمه ( من ) در آيه مباركه به معناى ( از ) است ؛ يعنى از روح ( چيزى را ) « 1 » در بدن او دميده است روح منشأ دميدن است مثل اين گفته شود از زمين به شما روزى داده است روزى غير از زمين است و چيزى كه از روح در بدن آدم و ساير انسان از سر تا كف پاه دميده شده در قرآن ذكر نشده ، به نظر من حيات ( زندگى ) است كه از تعلّق روح به بدن در بدن مىرود . و به عبارت مختصر حيات منفوخ است و روح منفوخ منه ، دليل من بر اين ادعا آيات زياد قرآن است كه مىگويند خداوند شما را زنده نموده است .
جواب اشتباه دوم اين است كه خداوند بسيط و بدون جزء است روح جزء وجود خدا نيست ما در استعمالات روزانه خود مىگوييم اين نوشته من است ؛ يعنى نوشته دست من است ؛ يعنى از حركت دست من پيدا شده نه اينكه از داخل دست من بيرون شده . قرآن مىفرمايد روح خدا ؛ يعنى روح يا ارواحى كه به اراده خدا پيدا شده نه اينكه از وجود خدا بيرون آمده باشد . البته همه چيز موجود از اراده خدا صادر شده ؛ ولى اضافه روح به خدا اضافه تشريفى است كه به روح شرافت مىدهد « 2 » و همه مىدانند كه روح آدم و بقيه انسانها استعداد زيادى دارند كه خداوند به آنها داده است . اميد است كه مطلب براى همه خواننده ها روشن شده باشد .
فاعل قبض روح كيست ؟
قرآن در آيهء ( 11 سجده ) گرفتن روح انسان را به فرشتهء مرگ ( ملك الموت ) نسبت مىدهد ، ولى در جاى ديگر به ملائكه ( نحل 28 ) و در جاى سوم ( زمر 48 ) به خداوند نسبت
هامش
( 1 ) - چون كلمه من نشؤيه است لذا بايد كلمه چيزىكه منفوخ است در تقدير گرفته شود .
( 2 ) - مانند عبدى ، بيت الله ، عبدالله : خانه من ، خانهى خدا ، بندهى خدا كه براى شرافت بنده و كعبه است .