لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » ؛
دلالت دارد كه اعتقاد فطرى مذكور از دين است و همه مىدانيم كه هر چه دين حق باشد براى انسان قبولى آن منجى از هلاكت و مبرء ذمه مى باشد و به عبارت ديگر داشتن دين از نگاه شرعى كفايت مىكند . و به عبارت روشن قرآن ، توحيد فطرى ارتكازى را دين دانسته نه مقدمه دين
« ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ . »
جواب : مىگوييم همين اعتقاد ارتكازى به شرط اقرار به آن و عدم انكار آن كفايت مىكند و از دين است و استدلالهاى عقلى بر ايمان لازم نيست و گرنه همه مسلمانان كه علم كلام و فلسفه را نخواندهاند كافر مىشوند . و اينكه گفتيم شرط آن عدم انكار از ايمان ارتكازى است دليل آن آيه مباركهاى است كه مىگويد :
« وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ »
النمل : 14 ؛ فرعون و اطرافيان او به آيات خدا ( معجزاتى كه موسى آورده بود ) يقين داشتند ؛ ولى بر خود ظلم كردند و از پذيرش حق خود را برتر دانستند و آنها را انكار كردند و همين انكار موجب كفر آنان شد و چنانچه به جاى انكار ، اقرار مىنمودند مؤمن بودند . وقتى اين جواب را پذيرفتيم تنها يك سؤال باقى مىماند كه معناى ذيل آيه متقدّمه
( . . لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ )
اكثر مردم چه را نمىدانستند ؟ ايمان فطرى را كه همه مىدانستند ، خود خدا فرموده :
« فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها »
ظاهر آيه اين است كه اكثر مردم دين ؛ يعنى به گفته احاديث ، توحيد را نمىدانستند بايد براى اين سؤال جوابى پيدا كرد .
سؤال اخير دين خدا فطرى است يا نه
مىشود بگوييم دين خدا كه مركب از بقيه عقايد ( غير توحيد فطرى ) و اخلاق و عبادات و معاملات بالمعنى الاخص و بالمعنى الاعم و ساير امور است بر سه گونه است :
1 - تعبّدى صرف ؛
2 - عقلى صرف ؛