3 - طبيعى و فطرى .
و مىشود يك احتمال ديگرى را در تفسير آيه اظهار كرد و آن اينكه دين نه به لحاظ محتويات فوق الذكر ؛ بلكه به عنوان اينكه دين خدا و دين حق و حنيف است فطرى است و خداوند روح آدمى را بر تمايل به حق آفريده كه از باطل به حق گرايش داشته باشد و به عبارت ديگر حق گرايى ( توحيد ) در فطرت و خلق خدايى ، در روح آدمى نهادينه شده ، و دين اسلام هم حقيقت دارد لذا دين فطرى است و نسبت فطرت دينى به خالق و فاطر ، فاعلى است و به انسان نسبت مفعولى دارد ( تأمل شود ) ! و به اين ترتيب همه سؤالها حل مىشود ؛ زيرا مىگوييم اكثر مردم - كفّار - نمىدانند كه دين از طرف خدا آمده و حق است و جهل كفّار در تطبيق حق بر دين است نه در اصل پيروى از حق دقّت شود . والله العالم .
سود جويى و صدقه
ربا بر دو قسم است : رباى محرّم كه گناه زيادى دارد ؛ مانند اينكه پولى را به كسى قرض دهد و شرط كند كه گيرنده قرض ، مقدار بيشترى بدهد كه شديداً حرام است . رباى لغوى و غير اصطلاحى فقهى ؛ مانند اينكه به مردم هديه بدهيد و قصد داشته باشيد كه آنان هم به شما هديه بدهند و يا قرض الحسنه بدهيد و شرط زيادتى نكنيد لكن انگيزه شما اين باشد كه او از پيش خود بيشتر تبرّع نمايد . قرآن مىفرمايد : كسانى كه زكات مى دهند ( و يا صدقه مستحبّه و يا هبه خالى از فزون خواهى ) آنان فزون گيرانند ؛ يعنى خداوند به آنان مزد مضاعف مىدهد و قسم اول نزد خدا فزونى ندارد .
« وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا فِي أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ »
الروم : 39 ؛ اين تفسير مطابق روايت معتبرالسند ( به طريق كلينى و شيخ ( رحمهماالله ) از ابراهيم بن عمراليمانى از امام صادق ( ع ) نقل شده است . « 1 » و دو سند ديگر نيز مؤكّد آن است .
هامش
( 1 ) - تفسير برهان ج 6 / 159 در تفسير سوره روم .