تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
5 - از لازمه خراب شدن آسمان ها و زمين فعلى بايد براى ثواب مطيعين و عقاب كافرين جهان ديگرى باشد كه ذيل آيه اول اين عنوان به آن نظر دارد . 6 - آخرين مطلب مشكل در اين آيه اين است كه كفار بر ترك تفكر بر دو امر فوق ( حقانيت خلقت و معين بودن مدت آن ) سرزنش شده ، در حالى كه اگر فكر كفار آن به امر اول ميسر بوده به امر دوم ميسر نبوده ، و حتى فوق تفكر آنان بوده و ما هم حتى امروز اگر خود قرآن از اجل معين و محدود سموات و زمين خبر نمى داد ، آن را نمى فهميديم ، بلكه فلاسفه به قدم و ابديت جهان امروز معتقد اند ( دقت شود ) . اگر خوانندگان عزيز جواب سوال اين كم بضاعت را پيدا كردند و من زنده بودم ، برايم بنويسند .
( إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ ) .
« 1 »

نتيجه كار بد ، بد است

« ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ » .
( سوره روم ، آيه 10 ) . پايان مردمان بدكار ، بدى است كه آيات خداوند را نسبت به دروغ مى دهند و به آن ها استهزاء مى كنند . گاهى افرادى از وظايف دينى خود تخطى مى كنند ، گناهى را ( در ترك واجب و يا فعل حرام ) به جا مى آورند ، ولى از خداوند شرم و حيا دارند و گاهى از عقاب قيامت مى ترسند ،
هامش
( 1 ) - آنچه در ذهن مؤلف فقير به نحو احتمال خطور مىكند ، اين است كه توبيخ تنها در ترك تفكر حقيت خلقت است كه از آن به وجود خالق حكيم عليم و قدير ايمان بياورند . و ذكر اجل معين كلام ديگر است كه مقدمه ذكر معاد باشد و من در كتاب معاد نوشته ام كه اثبات آن نقلى و تعبدى است ؛ بر خلاف پندار جمعى كه آن را عقلى مى دانند .