تُخْرَجُونَ »
الروم : 19 ؛
1 - مانند بيرون آمدن طفل زنده از مادر مرده ؛
مانند بيرون آمدن مردگان در معاد ؛ ولى مرده زنده مىشود كه جملهاى « و كذلك الخروج » برآن دلالت مىكند نه اين كه اولى از دومى بيرون آيد ؛
بيرون شدن گياهان از زمين مرده زمستانى ؛ ولى گياهان از اجزاى زنده زير زمينى بيرون مىآيد : و به تعبير ديگر تبديل زنده بزندهاى ديگر است . مع الوصف اگر قبول هم بكنيم باز هم داخل جملهى
« وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها »
مىشود .
2 - بيرون آمدن انسان و حيوان از نطفه ؛ ولى نطفه مشتمل بر ميليونها حيوان منوى « اسپرم » زنده است .
بازهم بيرون آمدن مرده از زنده
1 - مانند بيرون آمدن اطفال مرده از شكم زن زنده ؛
2 - زنده شدن مردگان در نفخ دوم از اجساد پاشيده ؛ ولى حيات و زندگى مردگان از تعلق روح به بدن است و روح باقى بوده و از بدن مرده بيرون نيامده اجزاى بدن محشور از اجزاى بدن مرده بيرون نمىآيد ؛ و بنا بر وجهى عين اجزاى زنده سابق است كه روح به آنها مطابق ارادهى خالق تعلق مىگيرد .
در ترجمه الميزان مىگويد : « ظاهراً بيرون آوردن زنده از مرده و به عكس ، خلقت موجودات زنده از زمين مرده و دوباره خاك كردن آنها است » . « 1 » جواب آن روشن است موجودات زنده از مواد زنده بيرون مىآيند كه خروج زنده از زنده است و نيز اين كار داخل
« يُحْيِ الْأَرْضَ »
است و خاك شدن گياهان خروج مرده از زنده نيست ؛ بلكه افتادن خاك بر
هامش
( 1 ) ترجمه تفسير الميزان ج 16 ، ص 243 .