اوست .
جهان بينى مؤمنان و بى دين ها
« يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ » .
« 1 » ( سوره روم ، آيه 7 ) .
كفار از دنياى مابعد الموت كه عالم غيب است ، به كلى در غفلت و بى خبرى هستند و از اين دنيا تنها به ظواهر اكتفا مى كنند ، و چنانچه نظر عميقى مى داشتند عقل را چراغ راه قرار مى دادند و بر انكار احكام كلى عقلى اصرار نمى ورزيدند و خود را در زندان حواس پنجگانه زندانى نمى ساختند و حتما از خلق و نظام هاى بديع و بهت آور آن به خالق مى رسيدند .
انشتاين مىگويد : « به سختى مى توان ميان مغز هاى متفكر جهان كسى را يافت كه داراى يك نوع احساس مذهبى ( خدا باورى ) مخصوص به خود نباشد ؛ اين مذهب با مذهب يك شخص عامى فرق دارد .
مذهب دانشور تحير شعف آور از نظام عجيب و دقيق كاينات است كه گاه گاهى پرده از روى اسرارى بر مى دارد كه در مقايسه با آن تمام تلاش ها و تفكرات منظم بشرى انعكاس ناقابل بيش نيست » .
در جاى ديگر مىگويد : « اصلا چيزى كه سبب شد دانشمندان و متفكران و مكتشفان در تمام طول قرون و اعصار در گوشه تنهايى به مطالعه اسرار دقيق جهان هستى بپردازند ، همين اعتقاد مذهبى آنان بود » . « 2 »
مى گوييم : اگر انشتاين فلسفه متعاليه را مى خواند حتما در مواقع انديشيدن به واجب
هامش
( 1 ) - آن ها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مىدانند ، و از آخرت ( و پايان كار ) غافل اند .
( 2 ) - از دنيايى كه من مى بينم .