خاك است و نيز خاك شدن گياهان به خاك تبديل است نه اخراج .
به هر حال آيه معناى درستى مىخواهد كه آينده آن را پيدا خواهد كرد .
خلقت آدمى از خاك
« وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ . . . »
الروم : 20 ؛ اولَا آدم و حوا از خاك وگِل آفريده شدهاند كه اصل انسانها مىباشد ؛ البته مراد در اين آيه ، از ضمير مخاطب ، ابدان آنان است نه ارواح آنان و يا تقدير آيه « خلق ابدانكم » بوده .
ثانيا در بعضى از احاديث طينت وارد شده كه فرشته در نطفهى آدم مقدارى خاك مىاندازد . « 1 »
ثالثا نطفه از غذا ها پيدا مىشود و مواد غذايى زمينى ، خاك دارند .
اختلاف رنگ ، رو ، بدن و زبانها
« وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ . . . »
الروم : 22 ؛ خداوند در اين آيه توجه آدمى را به اختلاف زبانها ( لغات انسانها ) و رنگهاى آنان جلب مىكند .
انسانها چند هزار لغت براى تكلم و استفاده و افاده خود دارند كه بسيار عجيب است : بعضى از لغات حروف زيادى دارند كه تكلم آنها براى ديگران به اسانى ميسر نيست ؛ مانند لغت چينى . در لغت « اردو » به علاوه حرفهاى « ردت » « ر ، د ، ت » ديگرى دارد كه بر سر « دال » و « را » و به جاى دو نقطه « تا » حرف « ط » را مىگزارند كه تكلم صحيح آنها نياز به تمرين دارد . در عربى ، تلفظ به حرف « ض » و فرق گذاشتن بين « ز » » ض » و « ظ » و « ذ » محتاج به تمرين است ؛ چنانچه تلفظ به حرف « ق » و « ژ » براى جمعى صاحبان لغات ديگر ، مشكل است و همچنين فرق بين « ص » و « س » كمى دقت مىخواهد ؛ زبانها هر كدام قانونى دارند كه مربوط به خود آنها است .
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جزء پنجم طبع جديد باب الطينة .