و ممكن است مراد از ظلم و ستم ، ظلم آنان برخود شان باشند ، چون دورى انسان از دين كه براى سعادت دارين او آمده ، برزگ ترين ستم بر خود آنان است ، كه در قرآن مكررا آمده است كه ما بر انسان ظلم نمىكنيم و خود آنان بر خود شان ظلم و ستم مى نمايند .
هركس عاقلانه و منصفانه قضاوت كند مىداند كه علت مشكلات و بدبختى هاى ميليون ها انسان در قرن حاضر و نيز در قرون گذشته ، دورى و يا بدفهمى آنان از دين بوده است .
و ممكن است مراد از ظلم ، ظلم بر حقانيت دين باشد . و بعيد نيست مراد هردو باشد .
از اين آيه يك مطلب مهم به دست مىآيد كه ايمان تنها به اعتقاد ظنى تحقق پيدا نمىكند ، بلكه به يقين داشتن تنها به عقايد هم محقق نمىشود ، بلى با اعتقاد جزمى و بناگزارى و عقد القلب و تسليمى به عبوديت حق ايمان تحقق پيدا مىكند . ( دقت كنيد ) .
تفضل خداوند بر سليمان
« وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ » .
( سوره نمل ، آيه 16 ) .
سليمان از داود ارث برد و به مردم گفت نطق پرنده ها به ما تعليم داده شده و از هرچيزى كه به ما رسيده و اين حال فضل بزرگى ( از جانب خدا ) بر ما است .
صدر و ذيل آيه دلالت مىكند كه مراد سليمان از اين فضل خداوند ، فضل زايد بر آن چه است كه به انبياء ( ع ) داده مىشود و شرط نبوت نيست .
اين پدر و پسر به علاوه نبوت ، به مقام حكومت هم - مانند حضرت يوسف ( ع ) - رسيده بودند ؛ بلكه خيلى بالاتر از يوسف ، حكمت و علم قضاوت دينى ( فصل الخطاب ) و علم به سياست و تدبير امور جامعه ، به آن ها داده شده بود . و از همه مهمتر علم به نطق پرندگان است .