اين موضوع كه با وجود يقين به صحت چيزى ، آن را انكار مى كنند ؛ مخصوص به ايمان به خدا و به نبوت انبياء و اصول ديگر دين نيست ، اسباب و موارد اين لجبازى بچه گانه بشر متعدد است .
1 - تكبر از تسليم به حقيقت و برترى خود و ناچيز شمردن آن واقعيت . مثلا فرعون و اطرافيان او ، موسى و هارون را دو مرد فقير مى ديدند . به علاوه موسى در خانه فرعون به عنوان پسر گفته او بوده و او با مقام پادشاهى نمى خواهد به اين پسر گفته خود ايمان بياورد . و در اخير او از قوم فقيرى هستند كه تنها به نظر استعمارى و استثمارى به آنان نگاه مىشود و به كار هاى خيلى پايين براى خدمت قوم برتر مشغول هستند .
فرعون كه تكبر و غرور او مانع توجه به رب العالمين است و عظمت خدا از نظر وضع دو ژنده پوش فاقد مزيت هاى اجتماعى آن روز مى دانست ، چگونه مى شد به او تسليم شود ، حتى اگر توسط او دوباره به سلطنت خود برسد .
حقيقت اين است كه اين حالت ، مخصوص به شخص فرعون مذكور نبوده و اين حالت قبل از او به مدت ها و بعد از او تا امروز و تا قيامت يا قيام مهدى ( ع ) در مغز بسيارى از افراد ، حتى ثروتمندان متوسط و دانشمندان متوسط دينى و حتى در بسيارى از مردم نادان و فقير وجود دارد .
و شايد ريشه اين خود پسندى همان محبت به ذات است كه فطرى و يا غريزى بشر است كه حكمت الهى آن را در وجود انسان و يا حيوان به وديعت گذاشته است .
بلى به انسان عقل هم داده تا دوستى به ذات را تعديل كند كه اغلب افراد از اين تعديل ناكام ماندند و يا عمدا و تقصيرا به آن اعتنا نكردند .
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٧٨