عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » .
( سوره مؤمنون ، ايات 13 و 14 ) .
نطفه را در رحم كه دژ مستحكمى است قرار داديم ، بعد نطفه را علقه ( خون بسته ) آفريديم و علقه را مضغه ( مانند گوشت جويده ) و مضغه را به استخوان ها تبديل و آفريديم ، و بر استخوان ها لباس گوشتى پوشانيديم ، بعد ( اين حمل را ) مخلوق ديگرى پديد آورديم ( كه از ارتباط روح انسانى به آن ، انسان زنده به وجود آمد ) ، پرخير و بركت است خداوندى كه نيكوترين خالقين است .
ممكن است مراد آيه همين عناوين مذكور كه از ظواهر الفاظ اين دو آيه فهميده مىشود ، باشد ؛ و ممكن است بيان حال نطفه در مراحل مختلف تا پنج ماه باشد كه روح به بدن كامل جنين تعلق مى گيرد و انسان مى گردد كه گاهى در مرحله تكامل شبيه خون بسته و گاهى شبيه خون پيچيده بگردد .
اين آيه ظاهرا هرچند زمان پديد آمدن گوشت حمل را بيان نكرده ، « 1 » ولى دلالت ندارد كه استخوان ها قبل از گوشت به وجود آمده است ، تنها اين مطلب به دست مىآيد كه استخوان ها پس از آفرينش ، پوشش گوشتى يافته است .
قابل توجه !
نگارنده در اروپا در دوران جهاد كشور كه براى تداوى رفته بودم و در عين حال مشغول تأليف كتاب " الفقه و مسائل طبية " بودم ، يك مقدار تفحص نمودم كه علم جنين شناسى ( امپرايولوژى ) در مورد تكامل جنين در رحم زن چه نظرى دارد ؟ يكى به من سيدىاى را داد
هامش
( 1 ) - و مىشود همين مضغه كه ذكر شده همان مرحله ابتدايى گوشت باشد كه هيچ بعدى ندارد .