همه نيرو هاى مادى و معنوى او از خالق او لحظه به لحظه « 1 » مى رسد ، و هدايت فطرى و تشريعى او نيز از جانب معبود است و همه روزى او از رازق اوست ؛ و مخلوقى كه در نعمت هاى غير قابل حساب غرق است ، ديگر حقى در صرف عمر خود در رضاى خالق خود ، ندارد ؛ لذا رسيدن به بهشت پرنعمت به منزله ارث بردن است كه مجانى مى باشد .
تنبيه بر چند امر
1 - باب افعال براى فعل متعدى مىآيد و حتى افعال لازم را به اين باب براى تعدى مى آورند ، مثل " كرم " و " اكرم " ؛ ولى در چند مورد اين باب به معناى لازم آمده است . كه يكى از آن موارد " افلح " است كه در اول اين سوره آمده است ، يعنى مؤمنانى كه داراى صفات خشوع در نماز ، « 2 » و روى گردانى از لغو و بيهودگى كه بيرون از هدف زندگانى است ، و دادن مال و يا تزكيه نفس ، و يا هر عملى كه پاكى باطن را مىآورد ، و حفظ دستگاه تناسلى از حرام ، و رعايت امانت هاى مردم ، و عهد شان ، و محافظت ( برهمه اجزاء و شرايط نماز ) دارند ، به پيروزى مقصود مى رسند ، همانند كسى كه پوسته جوز را مى شكند و مى شكافد و به مغز مى رسد .
2 - يكى از صفات فوق ، عفت و نگهدارى دستگاه تناسلى از آميزش حرام است ؛ ولى در مورد ازواج ( زنان قانونى ) ملامتى نيست و مباشرت با آنان طبيعى است . و زوجيت دوگونه
هامش
( 1 ) - در كلام و حكمت ثابت و مبرهن شده كه وجود ممكنات در بقاى خود نيازمند به افاضه لحظه به لحظه و ثانيه به ثانيه واجب الوجود است ؛ و اين موضوع مانند دو دو چهار ، روشن و قطعى مى باشد .
( 2 ) - خشوع يك نوع تواضعى قلبى و روحى است كه بر بدن نيز تأثير مى گذارد كه در همه حالات ، مطلوب است ؛ و در نماز مطلوب تر . خداوند آن را نصيب همه بگرداند ! يكى از بهترين كارخانه توليد خشوع ، دعاى كميل است كه از دل خاشع و روح ملكوتى حضرت على سر زده است .