كه كثيرى از حيوانات علم مناسب خصوصيات وجودى خود را دارند .
مطلب پنجم : قرآن چه خبر مىدهد ؟ آنچه در سوره نمل در مورد مورچه و صحبت او با مورانِ فرمانبراو ، بيان شده به خوبى علم او را اثبات مىكند با آنكه جُثه كوچكى دارد در غايت كوچكى .
مطلب ششم : پرندگان به نماز و تسبيح خود علم دارند
« كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ »
( نور : 41 ) تسبيح ، تنزيه كردن و تبرئه نمودن خداوند از صفات نقص و افعال زشت است .
« كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ »
( ص : 19 ) پرندگان بسوى خدا رجوع دارند . « 1 »
به هر حال علم پرندگان به تسبيح ، مقام آنان را بالاتر از إنسانهاى كافر يا مسلمانانى كه براى خدا صفات مادى مى تراشند و يا افعال بد را به او نسبت ميدهند مى گرداند ( دقت شود ) و هيچ شاهدى نداريم كه تسبيح مخصوص بپرندگان باشد و شامل ساير حيوانات ريز وكوچك و بزرگ نگردد ؛ بلكه دليل بر اثبات عموم آن ارايه شده است كه مىآيد .
مطلب هفتم : آنچه كه بين سليمانِ نبى و بين پرنده هُدهُد گذشت و آنچه كه هُدهُد از چشم ديد و برداشت خود را بيان كرد و حتى نفس تهديد سليمان ، هُدهُد را به عذاب سخت و كشتن ؛ بلكه نسبت دادن صدق و كذب در گفتار او ، همه دليل علم و عقل و هوش و إستنباط اين پرنده و معرفت او به خداوند و فهم او بقبح شرك و عبادت خورشيد است ، كه هر چه در آيه بيشتر فكر كنيم تعجب ما زياد تر مىشود « 2 »
هامش
( 1 ) - ظاهرا اواب صفت حال وجود آنها در كرهء زمين است نه بيان حال موت آنها .
( 2 ) - من دو آيه وسط اين داستان را در اين بحث نياوردم چون ندانستم كه آن از گفته هُدهُد است يا ازخداوند ؟ و چنانچه از تتمه كلام هُدهُد باشد قضيه علم و معرفت او مهمتر مىشود .