تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
در جهان امكان و ماده لايتناهى وجود ندارد ولى آنقدر زياد است كه به تعبير قرآن قابل احصاء و شمردن نيست و بايد به حد مقدور قلباً و عقلًا و عملًا شكر گزارى نمود « 1 » قابل توجه : كلمه ( الحمد لله ) در سوره فاتحه ظاهراً براى حمد ذات نيامده و براى شكر نعمتها آمده است و قرينه‌ى آن كلمه « ربّ » است دقت كنيد . و احتمالًا اكثر موارد حمد در قرآن به معناى شكر بر نعمتها باشد و حمد بر ذات چون
« وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ . . . . »
مىباشد . ( الإسراء : 111 )

بحث و تحقيق

آنچه از كلمه‌ى ( عالمين ) در موارد إستعمال آن در آيات متعدد قرآن به دست مىآيد ، مراد از آن اصناف و اقسام إنسان است « 2 » و بعضى از اين آيات تقريباً صريح در مقصود است . و لذا گفته شده كه معناى جمع كمتر از معناى مفرد آن است . و از جمله اى از آيات مشتمل بر اين كلمه به دست مىآيد كه قابليت انطباق بر هر چيز را دارد مانند
( الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ )
« 3 » و يا إنطباق بر هر موجود عاقل مانند إنسان و جن و ملك و ساير عقلاى جهان را . به هر حال احتمال مى رود كه تفسير المنجد كه عالم را به معناى كلمه « كون » عربى و كلمه « جهان » فارسى گرفته ، معناى مصطلح باشد نه معناى لغوى . به هر صورت ممكن است دسته دوم را بر دسته اول آيات حمل كنيم و بگوييم عالمين
هامش
( 1 ) - عقيده من اين است كه حُسن حمد و حتى وجوب آن شرعى و تعبدى و يا عقلايى است نه عقلى ؛ زيرا در مقابل موجود لايتناهى كه مجرد و مطلق كمال است ، مفهوم سپاس را مناسب ذات مذكور نمىداند ، و همچنين حمد در برابر نعمتهاى واصله او براى رضاى او نيز محصلى ندارد چون او احساسات و رضا ندارد بلى تعبداً حُسن و وجوب حمد فى الجملة ثابت است و ما به آن إيمان داريم و عمل مىكنيم . ( 2 ) - اعراف / 10 و 14 - يوسف 104 - حجر 70 - أنبياء 71 و 91 و 107 شعراء 165 . ( 3 ) - فاتح / 2