راغب در مفردات خود مىگويد : رَبّ در اصل تربيت است « 1 » كه به معناى پديد آوردن حال يك شيء بعد از حال ديگر است تا به تمام برسد . و يقال : « ربّه و ربّاه و رببّه »
او مىگويد : رب مصدر است كه براى فاعل به استعاره گرفته شده « 2 » و ربّ ( بدون قيد ) براى غير خدا إستعمال نمىشود . ربّ ؛ يعنى متكفل به مصلحة موجودات . ولى ربّ در قرآن بنحو مطلق ، در باره غير خدا إستعمال شده كه يوسف به قاصد شاه گفت :
« ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ »
( يوسف : 50 ) ( دقت شود )
باز راغب مىگويد : « ربّ » در عرف به غير خدا گفته نمىشود . و جمع « ربّ » « ارِبّه » و « ربوب » است .
بلى ربّ تنها خداوند است و خداوند ربّ و مربّى همه موجودات است و آنها را از حالى به حالى در مىآورد .
و به زودى در معناى عبادت ، اعتبار قصد ربوبيت در مفهوم آن مىآيد و ربّ العالمين نوعى توجه و ارزش دادن به إنسان يا موجودات عاقل است و گرنه خداوند ربّ و مربى همه موجودات است .
و بالآخره عالَم يعنى آله دانستن چيز ديگر ، عالَم يعنى آنچه كه خدا به او شناخته و دانسته مىشده و خدا به وجود مخلوق عالِم مانند إنس و جن و فرشته بهتر دانسته مىشود ، امروز در علم الحيات ( بيالوژى ) مسلّم است كه حيات و زندگى از غير زنده پيدا نمىشود پس بايد يك موجود حى ازلى فرض شود تا تحقق حيات و صدور آن در جهان به او مستند گردد .
مطلب اخير : مىشود ربّ و ملِك ( مالك ) را به ملك حقيقى از نظر معنا يكى دانست . والله
هامش
( 1 ) - احتمال دارد كه رَبّ و تربيت از دو باب باشند ؛ اولى مضاعف ثلاثى و دومى ناقص و از باب تفعيل . و احتمال دارد كه هر دو از يك باب باشند با تصرف در حروف يكى از آنان . و احتمال اول از مفردات راغب بدست مىآيد .
( 2 ) - مثل عدل و عادل .