إستفاده و انتفاع بردن إنسان را شامل مىشود .
و چنانچه به حديثى كه به طرق متعدد وارد شده توجه كنيم ، سرّ تجلّى رحمت در دو قالب ( وزن ) « فَعلان » و « فَعِيل » بنحو جالب و مفيد آشكار مىگردد ، رحمت رحمانيه ؛ رحمتى است كه به همهى مخلوقات تعلق مىگيرد ، رحمت رحيميه ؛ مخصوص به مؤمنين مىباشد . ( الرحمن بجميع خلقه و الرحيم بالمؤمنين خاصة ) « 1 » و همين دو نوع رحمت است كه رابطهى خالق و رَبّ و مخلوق را در تكوين و تشريع مستحكم مى گرداند . و بعيد نيست كه إمام صادق ( ع ) فرق بين رحمن و رحيم را از آيه مباركه :
« وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ »
( الأعراف : 156 ) إستفاده فرموده با شد . به اين معنى كه رحمت عام براى مؤمنين و كفار ، رحمت رحمانى است . و رحمت خاص براى مؤمنين رحمت رحيميه است كه به دين او ارتباط مىگيرد . و مىشود بگوييم رحمت رحمانيه غالباً رحمت تكوينى خداوند است . و رحمت رحيميه در دنيا به نحو رحمت تشريعى مىباشد ، هرچند كه ثمرات آن در دنيا و آخرت تكوينى باشد ؛ مانند آرامش روح ، لذت روحانى و . . و مانند نعمتهاى بهشتى ( دقت شود ) .
و چنانچه اين تعبير درست باشد سرِّ اختصاص صفت رحمن به خداوند معلوم مىشود چون خلقت منحصر به ذات واجب الوجود است . ولى اطلاق رحيم بر خدا و إنسانها رواست و هرچند أسباب رحمت رحيميه مخلوق خالق است و نيز مىدانيم كه جمعى از صفات فعلى حق تعالى ؛ مانند هدايت ، مغفرت ، قبول توبه ، توفيقات متنوع و نزول وحى بر أنبياء و الهأمات أولياء و ايجاد بعضى از بليات براى اصلاح مؤمنين و امثال اين ها از مصاديق رحمت رحيميهى خداوند است .
بعضى از لغويين و نيز شهيد ثانى ( ره ) در شرح لمعه ( شرح خطبه ماتن ) و استاد بزرگوار ما
هامش
( 1 ) - در اول مجلد اول تفسير البرهان ، اين روايات را مطالعه نماييد .