دوّم : نمايندگى يكى از ديگرى با حضور علمى و توانايى او و با كمك گرفتن همه جانبه اوّل به دوّم . همانند نمايندگى انبياء و رسولان از خداوند در هدايت بشر .
فرق نمايندگى نوع إنسانى با نمايندگى خصوص اشخاص معدود و معين انبياء و رسولان در اين است كه نمايندگى اوّلى تكوينى است و نمايندگى دوّمى تشريعى و تربيتى است ( دقت شود ) به هر حال حمل بر درياها و بيابانها و هوا و فضا همه از شئون نمايندگى تكوينى از خداوند است .
در تعريف دقيق خلافت تكوينى إنسان از خداوند تصاوير و تعاريفى متعدّد و متفاوت وجود دارد كه احتمالًا در يكى از دو جزء كتاب رنگارنگ اين نگارنده نقل شده است . و امّا اين كه إنسان به دو دسته خيرالبريه و شرّالبريه ( بهترين مخلوقات و بدترين مخلوقات ) تقسيم شده و يا اين كه گرامى ترين انسانها متقى تر آنان است ، ربطى به خلافت و نمايندگى إنسان از خداوند در كره زمين ندارد و متعلّق به حيثيت تشريعى إنسان است .
كلامى در برترى تكوينى
كدام نوع مخلوق افضل و برتر از همه مخلوقات است ؟
تكريم إنسان كه بيان شد دلالتى بر برترى او ندارد « 1 » بلكه ذيل آيه گذشته مىگويد كه ما إنسان را بر كثيرى از مخلوقات خود برترى داديم . اين آيه به روشنى مىگويد : إنسان برتر از همه مخلوقات نيست ؛ بلكه برتر از بسيارى از موجودات است . ولى طبرسى مرحوم ظاهر آيه را چنين تأويل برده است : منظور از لفظ كثير نه به مفهوم بيشتر ؛ بلكه به مفهوم كل است و اين شيوه سخن در گفت و گوها در شعر و نثر نيز رواج دارد ، مثلًا وقتى زمامدارى مىگويد من جاه و مقام بسيار خود را به او بخشيدم . . منظور اين است كه همه موجودات خود را به او
هامش
( 1 ) - به اصطلاح طلاب : « اثبات شى نفى ماعدا را نمىكند . »