براى مدّت كوتاهى با آنان مدارا كنى ) كه در اين صورت ما دو و چند برابر مجازات در زندگانى حاضر و دو و چند برابر عذاب آخرت را به تو مى چشانيديم و سپس در برابر ما ياورى براى خود نمى يافتى كه عذاب ما را دفع مىكرد .
خواننده عزيز ، در سه آيه فوق دقت كنيد ، خصوصاً آيهى سوّم را دو سه بار بخوانيد ببيند آيا اگر قرآن كلام پيامبر ( ص ) مى بود چنين خطاب تهديد آميز بلكه توهين آميز به خود مىكرد ؟ شما فرض كنيد در برابر پنجاهتن مريد و زير دست خود راضى مىشديد چنانچه توهين شويد ؟ پس بدانيد خطاب خطاب خداوند است و پيامبر ( ص ) جز صبر و افشا چاره نداشته است .
دو برابر و چند برابر عذاب
ممكن است به ذهن خواننده برسد كه اگر پيامبر ( ص ) سازشى مىكرد و خداى نخواسته مستحق عقذاب مى شد ؛ چرا چند برابر عذاب را در دنيا و آخرت به او مى چشانيد ؟ چرا يك عذاب نه ؟
دليل اين چند برابر عذاب ظاهراً در دو نكته نهفته است :
1 - علّت استحقاق عقاب عاصى و حتّى كافر ، مطلق عصيان و كفر نيست و لذا كسى كه سهواً و يا به جهل قصورى معصيت كبيره انجام دهد مستحق عقاب اخروى نمىشود ، و همه عدليه چنين عقابى را قبيح مىداند ، بنابراين علّت عقاب تجرّى است كه عصيان تعمّدى و تقصيرى محقق مىشود ، و عقل به استحقاق عقاب متجرّى مستقلًا حكم مىكند .
2 - هرچه تجرّى بيشتر باشد ، عقل به عقاب بيشتر او حكم مىكند ، و شكى نيست كه هرچه مراتب علم عاصى بيشتر باشد و حجّت بر او بيشتر تمام شده باشد عقاب او بيشتر مىشود و عين همين شدّت و تعدّد در جانب انقياد نيز مىآيد و هر چه انقياد بيشتر باشد ثواب بيشتر مى گردد .