3 - كارهاى فوق العاده كه خود پيامبر به حول و قوه خداوند آنها را بجا مىآورد .
4 - معجزات و خارقات عادات كه خداوند آنها را براى ترسانيدن از معصيت مردم انجام مىدهد .
اطلاق آيه مباركه اين است كه تكذيب گذشته گان - در امّتهاى پيشين به معجزات مرسله الهى ، مانع از فرستادن دوباره مثل آنها حتّى براى امّت اسلامى گرديده چه از قسم اوّلى باشد و چه از قبيل دوّم و اقتراحى ( پيشنهادى ) مردم يا پيامبر اكرم ( ص ) ؛ زيرا اگر ما آن را بفرستيم و شما آنها را نپذيريد بر شما عذاب نازل مىكنيم كه مصلحت نيست شما عذاب شويد و يا اگر شما نپذيريد ارسال آنها لغو مىشود . ولى در اين دو صورت اين سؤال پيش مىآيد كه چرا براى مردم اوايل فرستاده شد كه آيات لغو شد و موجب عذاب مردم گرديد ؟ مگر اين كه گفته شود كه خدا مردم را با وجود رحمة للعالمين عذاب نمىكند .
« وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ . . »
( الأنفال : 33 ) ولى لغويت در هر دو زمان مانع ارسال معجزات مى گردد ( دقت شود ) .
بلى ارسال آيات تخويفى مانعى ندارد و ما آنها را مى فرستيم ؛ مانند زلزله ، قحطى ، مرضهايى كه بسيارى از مردم را مى گيرد و اقسام ديگر « 1 »
بنابراين معجزه شقّ القمر به اين آيه نفى مىشود مگر اين كه شق آن به إراده پيامبر صورت گرفته باشد ، هرچند به حول و قوهء پروردگار « 2 » ( دقت شود ) .
به هر حال نفى آيه از ارسال معجزات مخصوص به ارسال خداوند است ، نه معجزات صادره از پيامبر اكرم ( ص ) ؛ بلكه ممكن است نفى به معجزات مرسله از آسمان و فضا باشد ، نه
هامش
( 1 ) احتمال مى رود كه مراد از آيات تخويفى ، آيات قرآن باشد كه مكلفين را از معصيت و يا عقاب مى ترساند ؛ هرچند اين احتمال ضعيف است مانند احتمال اين كه مراد از آيات ممنوعه تنها آيات اقتراحى و پيشنهادى مردم باشد كه ضعيف است .
( 2 ) - مانند تخت بلقيس كه آصف برخيا آن را به إراده خود آورد ؛ هرچند به قدرت خدا .