اين تفسير حتى اگر سند آن پيش از قمى معتبر باشد ، از درجه اعتبار است و جمعى از نويسندگان ما در حق اين كتاب غلو كردهاند كه عجيب است . مثلا جملات منقول صاحب كتاب را به منزله لوايات مورد استفاده قرار دادهاند .
مشكله تفسير عياشى با وثاقت آن مانند وثاقت قمى ، اولا اين است كه روايات آن به جز نادر مرسل و بىسند است . بعضى گفتهاند آن كسى كه نسخه خطى آن را مىخواسته چاپ كند بىسواد بوده و فكر مىكرده كه اسامى راويان در هر روايت كار بيهوده است و مصرفزا ، لذا آن را حذف نموده و تنها به راوى اخير اكتفا نموده است ، و ثانيا كه سند متصل و مسلسل نسخههاى موجود آن تفسير به مؤلف محترم آن ، وجود ندارد .
تفسير حسن عكسرى ( ع ) سندش ضعيف است و به گمان من موضوع و مجعول است و براى تحقيق اين موضوع به كتاب مجعم رجال الحديث سيدنا الاستاد الخوفى ( قدس سره ) مراجعه نماييد . و الله الموفق .
15 - آراى دانشمندان غربى يا كشيشان نصرانى در بعضى از امورات تاريخى با پارهاى از آيات قرآن مخالفت دارد . بايد متوجه بود كه صرف نظر از اين كه قرآن كلام خداست ، قرآن تنها كتاب بشر است كه دست نخورده باقى مانده و به نحو تواتر بلكه بالاتر از تواتر به نحو ضرورت از 15 قرن قبل در بستر زمان و تاريخ به ما رسيده است . و نصرانىها چنين منبع سالم و قطعى ندارند ، بنابراين قدامت تاريخى قرآن ، اعتبار نظريات تاريخى آن را بالا مىبرد و بيشتر قابل اعتماد است .
به طور نمونه نصرانىها روى قراين غير معتبر اسم پدر مريم را عمران نمىدانند كه قرآن دانسته است . مورخين غربى به نقل فريد و جدى نويسنده دايرة المعارف قرن بيست ، ذى القرنين را مرد فاسدى مىدانند در حالى كه قرآن او را مدح مىنمايد .
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 32
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٢