بگو بار إلها ! تو مالك و زمامدارى هستى كه به هر كسى كه خواسته باشى زمامدارى را مىدهى و از هر كه خواسته باشى آن را مىگيرى .
بعضى مىگويند كه پادشاهى و رياست جمهورى اسلامى و به طور كلى زمامدارى را خداوند به افرادى كه بخواهد مىدهد ، اين زمامداران در طول تاريخ اسلامى ، غالباً بىدين و حتى دشمن دين و عناصر ستمگر و عياش و فاسد بودهاند چرا كه خداوند به آنان قدرت و حكومت داده و خود اين افراد نيز خود را بندگان ممتاز خداوند به حساب آوردهاند ، و گمان كردهاند كه خداوند به آنان امتياز مخصوصى لطف فرموده است و از ديگران برترند ، حتى يزيد بن معاويه پس از قتل امام حسين و اسيرى اهل البيت آن حضرت و خواستن آنان به شام - به نقل تاريخ - براى اثبات برترى خود به همين آيه استدلال كرد ! !
ولى واقعيت اين است كه نسبت تفويض زمامدارى به يك فرد ، ( و هر فعل ديگر ) به خداوند تبارك و تعالى منافى اسباب متعددى مادى و غير مادى اين فعل يا صفت نيست . سلسله علل اشياء اولا در مرحله خود آفريده خداوند و محتاج به افاضه اوست . و ثانيا اين سلسله علل همه - به براهين توحيد - به اراده نافذ واجب الوجود منتهى مىشود ، و لذا فعل گاهى به عله العلل نسبت داده مىشود و گاهى به علت اخير و گاهى به علت متوسط و همه اين نسبتها عقلا و عرفا صحيح است . زمامدارى مانند هر حادثه ديگر از خود علل و اسبابى دارد و سنت الهى بر اين جارى شده كه علل در معاليل خود تأثير كند .
وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا . . .
و
تَبْدِيلًا .
هر كسى اين اسباب را براى خود آماده كند خدا بر اساس عليت عمومى ، زمامدارى را به او مىدهد ، و اين گونه بخشش زمامدارى هيچ امتياز و فضيلت براى فرد زمامدار نيست . دقت شود كه مطلب مهم است .