تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
او بر جمع كردن همه منقولات معتبر و غير معتبر باشد ، از مقصود كتاب خدا به دور مىرود و به جهل مركب مبتلا مىشود . به هر حال شأن نزول ، غالباً نمىتواند عموم يا اطلاق آيه را به قيد نمايد ، هر چند براى تفسير آيه مفيد واقع مىشود . 5 - گاهى شهرت يك مفسر و بيان شيرين او ، و يا قدمت عصر او و يا بزرگى حجم كتاب تفسير او و يا مقام عالى او در يك علم ، باعث اعتماد اهل علم متوسط به نظريات و آراى او مىگردد ، و متوجه نمىشوند كه تفسير صحيح و مطلق آراى علمى ربطى به اين امور ندارد و بايد اقوال علمى در پناه قواعد علمى مربوط به همان علم مورد ارزيابى قرار گيرد ، و گرنه اين گونه اعتمادها جز تقليد بىارزش چيزى نيست . و تفسير قرآن بالخصوص بايد با احتياط علمى كامل صورت گيرد و حتى مفسر بايد تحت تأثير عقايد مذهبى خود در تفسير قرآن قرار نگيرد . بلكه عقايد مذهبى خود را بر مدلول كتاب قرار دهد . 6 - اگر ظهور آيه‌اى با عقل صريح يا با علوم تجربى به طور قطعى در تعارض افتد بايد از آن ظهور دست برداشت و آن را غير مراد حق تعالى دانست ، مانند آياتى كه ظهور در جسميت آفريدگار دارد ، و يا پاره‌اى از آياتى كه قلب فيزيكى را داراى اوصاف نفسى معرفى مىكند ، زيرا حجيت نقل ، متفرع بر عقل است . و اصل به خاطر فرع باطل نمىشود و گرنه فرع هم به بطلان اصل ، باطل مىگردد . بيفزاييم كه ظهور فى حد نفسه مفيد ظن است ، وقتى با دليل قطعى معارض مىشود ، از او ظن حاصل نمىشود ، و طريقيت خود را به سوى معانى ديگر از دست مىدهد . ولى چنين آياتى را نمىتوان بدون دليل معتبر تأويل برد كه تأويل به رأى است و ممنوع ، و اين قانون در ظهور روايات نيز جارى مىشود ، مثلًا خدا دست ندارد ، ظاهر آيه مباركه :
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ،
( البته مراد نيست ، اگر يد را به مجرد اين كه ظاهر لفظ مراد نيست و بدون