( از ) شياطين إنس و جن قرار داديم كه بعضى به ببعضى ديگر آهسته ( در حق او ) دروغبافى مىكنند . اگر پروردگار تو اراده ( تكوينى و إجبارى ) مىكرد اين كار را نمىكردند آنان و افتراى آنان را بگذار .
دقت كنيد كه مراد اين نيست كه خداوند اين دروغ بافى و باطل به اراده تشريعى و يا به اراده تكوينى عادل حكيم از آنان خواسته است ؛ بلكه اين جعل و قرار داد ناظر به طبيعت آلوده و معصيت كار آنان است كه از إختيار و اراده پليد خود آنان صادر مىشود ، هر معصيت آثار طبيعى دارد ولى در جها ن هستى آثار و لوازم خوب و بد همه عقايد و أعمال خوب و بَد به اراده پرودگار صورت مىگيرد و كسى در خالقيت شريك نيست .
و اين كار نه مستلزم جبر است و نه مخالفتى با حكمت خداوند دارد .
و بعبارت ديگر قانون سببيت و مسببيت بر جهان ماده و بالاتر بر تمام موجودات امكانى طبق اراده حق حكومت مىكند و هر معلول و أثر به علت و مؤثر قوى مى پيوندد . و اين پيوند باذن و جعل و خلقت و إيجاد و اراده پروردگار است . و در سراسر عالم ، نه جبر است و نه تفويض « 1 » ؛ بلكه امر بين الامرين است .
خوانند عزيز : اگر آنچه كه در همين عنوان و جاهاى ديگر اين كتاب نوشتم بطور صحيح بر اساس قواعد علم كلام و فلسفه بفهمد در سراسر قرآن در فهم آيات دچار تنافض گويى نمىشود ونورى است كه آيات را به تمام معناى كامل آنها مى فهمد . والتوفيق من الله .
و از همين باب است اين دو آيه ديگر :
« يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ »
( الأنعام : 125 )
« وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ »
( يونس : 100 ) ؛ پليدى بر افراد بى إيمان و بى عقل دو نافهم وارد مى سازيم و يا قرار ميدهيم .
جمعى به إختيار خود از إيمان آوردن به خدا و از تعقل كردن در إنتخاب زندگانى خود به
هامش
( 1 ) - در اعمال اختياى ونيز در عالم تكوين . لاحول ولاقوة الا بالله .