تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
ميدهند كه از زيان كاران مىگردى . دو آيه ديگر ( يونس 105 - 106 ) باز خطاب تُند به پيامبر ( ص ) دارد هر چند امثال اين آيات از باب ( در ، به تو مى گويم ، ديوار ، تو بشنو ) است . ولى مع الفرض بايد خيلى مواظب خود باشيم . جايى كه عقاب ، پر بريزد ، از پشه‌لاغرى چه خيزد ؟ ! خوانندگان عزيز با انصاف : من اينجا از شما سؤال دارم آيا اگر قرآن إنشاى خود حضرت پيامبر ( ص ) مى بود در پيش پيروان خود چنين سرزنشى به خود مىكرد و به خود توهين را روا مىدانست ؟ آيا در ميان رياست طلبان و مدعيان دورغين چنين مطلبى سابقه دارد ؟ سپس مىفهميم قرآن كتاب خداوند است . نگارنده : خدا يا بنده مقصر تو مستحق صدها سرزنش است ولى از عذاب قيامت و دنيا ، برحمت واسعه و به عظمت تو پناه مى برم .

كثافت باطن آدمى به كجا مىرسد

« وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا . . »
( الانعام : 111 ) اگر ما فرشته گان را بسوى ( كفار ) مىفرستاديم و مردگان با آنان سخن مىگفتند و همه چيز را گروه گروه ( يا مقابل روى شان ) جمع مىكرديم ، إيمان اوردنى نبودند . مگر اين كه خداوند ( به جبر و بدون إختيار آنان ، إيمان آنان را مىخواست « 1 » . در اين آيه دقت كنيد .
« وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ »
( الانعام : 112 ) ؛ براى هر پيامبرى دشمنى
هامش
( 1 ) - در معناى آيه ، يك احتمال ديگر هم است : مگر اين كه خدا توفيق آنان را براى إيمان بخواهد كه پس از آن به إختيار خود إيمان بياورند بلى إيمان و أعمال صالحه ما به توفيق اوست .