اين مىشود كه بعد از قبض روح از بدن ، روح ترا در برزخ مى برم . مىشود كه كلمه مطهرك ، قرينه بر وجه اول باشد ؛ زيرا روح عيسى ( ع ) مطهر بوده ، ولى در زندگانى جسمانى باكفار در تماس بوده وقتى با بدن بالا برود از رجس كفار و ديدن و صحبت با آنان و شنيدن كلام آنان پاك و مطهر مىشود . والله العالم . و اين قول مرجح ديگر نيز دارد كه بقولى ، مختار معروف و مشهور بين علماء است . و از همه مهم تر اين كه كلمه « توفى » هر چند گاهى در توفى نفس أخذ كامل ان إستعمال شده ولى در موارد ديگر به معناى توفى اجر و غيره آمده است و كلمه « وفى » و « توفى » مانند كلمه « وفات » و « فوت » نيست كه براى نيستى بيايد ولى مع الوصف كلمه « متوفيك » خالى از ظهورى در أخذ نفس و روح نيست . والله العالم .
شدت عذاب قتل بر بنى اسرائيل
« مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً »
( المائدة : 32 ) ؛ به جهت اين كه قابيل هابيل را كشت بر بنى اسراييل نوشتيم ( و فرض كرديم ) كه هر كس نفسى را بدون قتل نفس ديگر يا تباهى در زمين بكشد ، گويا همه مردم را كشته و كسى كه نفسى را زنده بگرداند ( و از مرگ نجانش دهد ) گويا همهى مردم را زنده نموده است .
در اين آيه چند سؤال است
اول : چرا براى بنى اسراييل اين حكم غليظ نازل شده و مناسب و سزاوار بود كه همان زمان بر فرزندان آدم - كه خيلى كم بودند و بايد نسل آدم تكثر مى يافت ، اين حكم نازل مىشد ، و چرا در اولين شريعت جامع نوح ( ع ) و سپس در شريعت ابراهيم ( ع ) كه باز هم نسل كم بوده نازل نشد و چرا اين حكم عام المنفعه به بنى اسراييل اختصاص يافت و فرزندان يعقوب چه خصوصيتى داشتند ؟
دوم : إحياء يك نفر و حفظ او از تلف بمنزله إحياء ( و حفظ ) همهى مردم از تلف ، هر چند