از نظر عدالت مشكلى ندارد ، ولى در نظر حكمت و عقل غريب مى نماياند كه حفظ يك نفس بمنزله حفظ همهى نفوس انسانى باشد قرار دادن كشتن يك نفس بمنزله كشتن همهى مردم بحسب عدل و حكمت هردو ، ظلم است و چه ظلمى ! در حالىكه خداوند به اندازه ذرّه اى بر بندگان خود ستم نمىكند و رأفت و رحمت و كرامت او شامل همهى بندگان اوست ؟
جواب سؤال اول : - والعلم عند الله - قتل نفس در تام زمان ها بعنوان اولى خود حرام شديد بوده چه دليل لفظى داشته باشيم يانه و هيچگاه حلال نبوده است . و بربنى اسراييل تحريم قتل نفس تشديد شد و دليل آن احتمالا اين بوده كه آنان بقرينه ذيل آيه فوق :
« ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ »
( المائدة : 32 ) ؛ در كشتن بى گناهان اسراف مىكردهاند اسراييلى ها امروز هم در قتل مسلمانان فلسطين اسراف مىكنند .
اسراف در معاصى و حتى در مصارف روز مره نيز صدق مىكند ولى احتمال آن در اين مقام ( قتل ) ممكن است بيشتر باشد مانند آيه مباركه سوره الإسرا
« فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً »
( الإسراء : 33 ) و در مورد لواط و غيره نيزى وارد شده است :
« بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ »
( الاعراف : 81 ) والله العالم بالصواب .
در جواب سؤال دوم مطالبى گفتهاند كه :
1 - يك فرد در أثر تناسل در طول تاريخ در زمين منشأ به وجود آمدن ميليونها إنسان ميگردد كه گاهى تعداد آنان با تعداد تمام مردم معاصر مقتول مساوى يا بيشتر مىباشد و يا يك مقدار كمتر از مردم معاصر او مىباشد ، بنا بر اين صحيح است كه قتل و يا زنده نگه داشتن يك فرد به منزله قتل و يا إحياء همهى مردم است « 1 »
هامش
( 1 ) اين جواب اولًا آيه را از عموميت بيرون ميراند ؛ زيرا ممكن است بسيارى از افراد كشته شده يا نجات داده شده چنين تناسل و توالدى نداشته باشند و ثانياً تشبيه مذكور در فرض استحقاق قتل - قصاص و فساد - نيز جارى مىباشد و لذا قيد« بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ »شده بنا بر اين جواب مستهجن مىشود .