نموده كه به منزله إحياى همه است . « 1 »
6 - قاتل بقتل خود راه قتل را هموار مىسازد چنانچه نجات دهنده هم سنّت گزار حفظ جان آدمى مىگردد لذا قاتل به منزله مشارك همهى قتلها است . « 2 » و منجى هم به منزله نجات دهنده همهى مردم و مؤيد اين نظريه روايت معروفى است كه « مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ، وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةٍ ، فَعَلَيْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ . » « 3 »
7 - تنزيل مذكور واقعى نيست بلكه به نظر مقتول و نجات داده شده است ؛ چون هر كس جهان را از وجود خود مى بيند « 4 » .
8 - معنا اين است كه قاتل يك نفس قصاص مىشود مانند قصاص قاتلى كه همهى مردم را بكشد و كسى كه از قاتل عفو كند مانند كسى است كه از همهى مردم عفو كند .
9 - به لحاظ العقاب والثواب ففى صحيح ابن مسلم فى أول جزء التاسع عشر من الوسايل : از ابوجعفر ( إمام باقر « ع » ) از قول خداوند عزّوجل
( مَنْ قَتَلَ نَفْساً . . . ) )
سؤال كردم ، فرمود : براى قاتل درآتش جائى است كه اگر همهى مردم را مى كُشت وارد نمىشد مگر همانجا ، و قريب به همين مضمون چند روايت ديگر هم است وفى بعضها قُلتُ فإن قتل آخر ؟ قال : يضاعف عليه . مى گويم مؤيد اين احاديث اين آيه است :
« وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً
( النساء : 93 ) » ؛ زيرا خلود براى قتل يك إنسان
هامش
( 1 ) - بسيار ضعيف است . بعلاوه كه اين وجه قتل قاتل را نيز ممنوع مى گرداند .
( 2 ) همه مردم كه كشته نمىشوند ، اگر وجه مذكور فى حد نفسه تمام شود ثابت مىكند كه قاتل ، همه مقتولين است نه قاتل همه مردم و كذا در طرف إحياء ونجات .
( 3 ) هر قتل سنّت نمىشود به علاوه كه اين توجه در مطلق معاصى مىآيد و بايد مفاد آيه را در ضرب و توهين و لواط و زنا و غيبت و غيره نيز تعميم داد .
( 4 ) خلاف ظاهر آيه است .