حوا از چه خلق شد .
« . . . خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها . . »
( النساء : 1 ) و در سوره اعراف آمده :
« وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها »
( الأعراف : 189 )
وقتى خلق به معناى جعل تفسير شود ، معناى آيه اين مىشود كه بدن حوا از بقيه گِل اندام آدم ساخته شده . و نفس واحده را بايد به بدن مادى آدم تفسير كنيم و گرنه معناى آيه اين مىشود كه بدن و روح حوا را از روح آدم آفريديم و يا قرار داديم كه مفهومى ندارد وآدم و حوا و فرزندان بلا واسطه آدم هر كدام از خود روح جداگانه اى داشته اند . ( دقت شود )
تيمم به جاى غسل و وضوء
« فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً »
( النساء : 43 ) ؛ ( ا گر در موقع غسل و وضوء ) آب نيابيديد با خاك پاكى تيمم كنيد . ( جاى بلندى را قصد كنيد )
بر تشريع تيمم ايراد گرفته اند كه دست زدن به خاك و ماليدن آن به رو و دست چه فايده اى دارد خصوصاً كه بسيارى از خاكها مكروب دارد ؟
جواب اين ايراد دوگونه است ، يكى عام و ديگرى خاص .
جواب خاص : ما وقتى خداوند را بعنوان عالِم و قادر بر همه چيز و به همه چيز قبول كرديم و او را در تكوين و تشريع حكيم دانستيم كه دلايل آن در علم كلام ذكر شده حق ايراد را نداريم و گرنه ايراد مخصوص به چند مورد از تشريعات فقهى تيمم نمىماند ؛ بلكه در غالب أحكام فقهى خصوصاً در عبادات جارى مىشود .
جواب عام : آن اين است كه خداوند عالم و قادر و حكيمى است همهى دستورات او معقول و داراى حكمت و حقانيت و خير و بركت است ، ندانستن ما از علل و أسباب أحكام ، حكايت از محدوديت علمى ما مىكند
( وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا )
( الإسراء : 85 ) نه از نقص أحكام .