نسبت به اهلمنزل محبّت بسيار داشتند و حقّاً از خوشحالى ايشان شاد و مسرور و از ناراحتى آنان محزون و متأثّر مىگرديدند ، فلذا تا براى يكى از اهل منزل مشكلى پيش مىآمد تمام توجّه خود را مبذول فرموده و براى حلّ آن مشكل تلاش ميكردند ، و در امور منزل و رفع حوائج ايشان هيچ تسويف و اهمالى را روا نمىدانستند .
اگر كسى بيمار مىشد بلافاصله او را نزد طبيب مىبردند . بقدرى محبّت داشتند و لطيف بودند كه نمىتوانستند ببينند مرحومهء والده يا كسى از فرزندان در ناراحتى و بيمارى به سر ببرد و ايشان آرامش داشته باشند . كاملًا مراقب درمان ما بودند و دقّت داشتند تا داروها را در زمان لازم استفاده كنيم و حتّى آمپولها را نيز خودشان مىزدند . حقير زياد بيمار مىشدم ، يك بار به حقير فرمودند : شما در طفوليّت بيش از دويست عدد پنىسيلين زدهايد . و گذشته از جهات تربيتى ، همهء زحمات ظاهرى ما نيز بر دوش ايشان بود . رضوان الله عليه و جزاهُ عنّا خيرَ ما يُجزَى والدٌ وأُستاذٌ و مُربٍّ عن ولدِه و تلميذِه .
نسبت به عروسها و دامادهايشان نيز كمال محبّت را داشتند ؛ بارها به بنده ميفرمودند : آقا من عروسهاى خودم را مثل دخترهاى خود و دامادهاى خودم را مثل پسران خود مىدانم .
البتّه به اين نكته نيز بايد التفات داشت كه ايشان در عين توجّه فراوان به فرزندان از جادّهء تعادل خارج نشده و به إفراط و تفريط كشيده نمىشدند . اوقات خود را دقيقاً تقسيم نموده بودند و خلوتهايشان با خداوند و رسيدگى به امور و حوائج مردم همه در جاى خود محفوظ بود و وقتى كه براى اهلمنزل و إصلاح امور آنان صرف مىنمودند مانع ديگر وظائف نمىشد .
حقّ آنست كه انسان نه آنقدر در تربيت فرزندان و امور عائله كوتاهى كند كه حقّ آنان ضائع شده و رشتهء أمر از كفَش بيرون رود و هر يك از اعضاء خانواده
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 623
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٦٢٣