كند ، و در برابر مردان پرخاش خود را از ظالم در ظلمى كه به وى رسيده است ، جَهراً و عَلناً إعلام نمايد ؛ نه آنكه هر وقت و همه جا و به هر شرطى مىتواند در ميتينگها شركت كند و خطبه بخواند و دوش به دوش مردان قدم بردارد .
اين عمل خلاف اسلام است و خلاف بُنيه و سازمان فطرى و خِلقى زن ، و خلاف مصالح و عوائد اوست . بلندنمودن زن صداى خود را در شرائط عادى ، در ميان مردان ، در سخنرانيها ، و شركت در مجالس و محافل مردان و يا مجالس و محافلى كه در آن زن و مرد وجود دارند ، خلاف نصوص صريحهء واردهء در اسلام است . و بايد بسيار متوجّه بود كه مبادا خداى ناكرده ، ما در راه پيشرفت و تكامل اسلامى خود ، گامهائى برداريم كه ما را به عقب ببرد و به سوى قهقرا و جاهليّت بكشاند ؛ و به عوض ثمرهء زيبا و ميوهء شيرين حيات اسلام كه بايد بدست آوريم و در سايهء درخت پر ثمر آن بيارميم ، خداى ناكرده همان أعمال و شيوههاى كفر ، و رسوم و آداب جاهلى و بربرى و غربى ، به نام اسلام و به نام سردار رشيد و دلاور ، و يگانه زن عالم بشريّت ، و شيرزن دلاور صحنههاى مبارزهء با كفر والحاد ، يعنى زينب كبرى سلاماللهعليها در ما بظهور برسد ؛ و ما در شرائط عادى ، زنان را در مجالس مردان براى تعليم و تربيت و يا براى تفسير و تاريخ و يا براى موعظه و سخنرانى و غيرها شركت دهيم ، آنگاه بگوئيم : چه إشكالى دارد ؟
فاطمهء زهراء هم به مسجد رفت و در برابر مردان خطبه خواند . دختر عزيزش :
زينب هم در خيابانهاى كوفه در برابر سيل جمعيّت مردان خطبه خواند ، و هم در شام در مجلس يزيد در برابر مردان خطبه خواند و حرف زد و سخن گفت . و نوادهء ارجمندش : فاطمهء بنتالحسين نيز در كوفه خطبه خواند .
اين اشتباه بزرگ ، و خبط غير قابل معذرتى است كه بر أذهان ما وارد مىشود ، و يك نوع مغالطهايست كه از ناحيهء افكار شيطانى و گرفتار هواى نفس ، بجاى برهان در فنّ مخاطبات خود را جا مىزند .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 615
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٦١٥