ببريد كه صداى زن نامحرم اينجا نيايد .
منزل ايشان از دو بخش اندرونى و بيرونى تشكيل مىشد و محلّ رفتوآمد مردان كلّاً از مخدّرات جدا بود ، به طوريكه نه در معرض ديد مردان بودند و نه صدايشان شنيده مىشد . ما و شاگردانشان را از زندگى در منازل آپارتمانى كه موجب تداخل آمدوشد مخدّارت و آقايان است و صدا از يك منزل به منزل ديگر مىرسد ، نهى كرده و هميشه ميفرمودند : در حدّ امكان سعى كنيد منزلى مستقلّ تهيّه نمائيد و منزل را به شكلى تعبيه كنيد كه ورودى و محلّ تردّد مردان و زنان از هم جدا باشد . و اگر ميهمان دعوت مىكنيد دقّت كنيد كه تعداد ميهمانان به حدّى نباشد كه در رفت و آمد مردان و زنان نامحرم با هم مواجه شوند يا صداى زنان به گوش مردان برسد .
ميفرمودند : الگوى ما در زندگى ، حضرت فاطمهء زهراء و زينب كبرى سلاماللهعليهما هستند . در هيچ جاى تاريخ نداريم كه اين بزرگواران در شرائط عادى با نامحرمان هممجلس شده و به گفتگوى با مردان مشغول شده باشند و با اينكه هر كدام دريائى از علم و معرفت بودند ، هرگز خود را در معرض آموزش و تعليم مردان قرار ندادند و كسى براى اخذ معالم و معارف دين به ايشان مراجعه نمىكرد و لذا زنان مسلمان بايد به شدّت از رفتوآمد با مردان و سخنرانى براى مردان اجتناب نمايند .
در كتاب شريف نورملكوتقرآن ميفرمايند : و ليكن بايد دانست راجع به زنان كه حجاب و عفّت و خانهدارى و باردارى و بلندنكردن صداى خود نزد نامحرم ، از امور ممدوحه و پسنديده است ؛ و اظهار و بيان زشتىهاى ظالم نيز دربارهء آنان با آنكه داراى عنوان زشتى و سوء است ، ولى دربارهء ظالم به خصوص استثناء شده است و در اين مورد بخصوص زشتى و عيبى ندارد .
يعنى بطور استثنائى و به عنوان ثانوى ، زن حقّ دارد صداى خود را بلند
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 614
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٦١٤