وقتى اسلام انسان را دعوت به عبور از عالم صورت و محو خواطر غيرالهى نموده و هيچ نوع تشويقى به عكس و نقّاشى ننموده و مىدانيم كه اين عكسها انسان را به سوى خدا سوق نداده و موجب تقرّب نمىشود و بلكه احتمال نيز مىرود كه در دست نامحرم بيفتد ، چرا به گرفتن عكس و فيلم اقدام نمائيم و عِرض و ناموس خود را در معرض نظر ديگران قرار دهيم ؟
والده و صبايا و مخدّرات از شاگردان خود را از برخورد و سخنگفتن با نامحرم مگر به قدر ضرورت تحذير مىنمودند و از شركت در محافلى كه مرد و زن بدون ضرورت در كنار هم مىنشينند و با هم سخن گفته و انس مىگيرند ، خصوصاً نشستن بر سر سفرهء مشترك غذا ، به شدّت نهى ميكردند .
قرآن كريم به مسلمانان امر مىكند كه وقتى مىخواهند چيزى از زنان پيغمبر بگيرند از پس پرده و حجاب تقاضا كنند و مستقيماً رودررو نشوند كه اين كار براى دلهاى ايشان و دلهاى زنان پيغمبر پاكيزهتر و طاهرتر است .
وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ
« 1 » و معلوم است كه اصحاب و زنان پيغمبر خصوصيّتى ندارند و اين طهارت قلب و دل كه آيه كريمه انسان را به سوى آن دعوت مىكند و راه آن را محدودنمودن ارتباط با نامحرمان مىشمرد ، شامل همهء مردان و زنان مىشود .
خود ايشان حتّى از شنيدن صداى زن نامحرم از راديو نيز در غيرضرورت اجتناب ميكردند و اگر راديو روشن بود و بچّهها مىخواستند مثلًا از تعطيلى مدارس مطّلع شوند و خانمى صحبت ميكرد ، ميفرمودند : راديو را به آن اطاق
هامش
( 1 ) . قسمتى از آيه 53 ، از سورهء 33 : الأحزاب .