تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
لباس مؤمن بايد بلند باشد و نبايد به سخن اين و آن هم اعتناء شود . اصلًا مايل نبودند موى سر پسران بلند باشد ؛ ميفرمودند : در اين زمان موى بلند زىّ افرادى است كه به دنبال تجمّلات بوده و اهل دنيا مىباشند و موى كوتاه نشان ساده‌زيستى و إعراض از تجمّلات و موجب سنگينى و وقار است . موى سر ما را خودشان با ماشين مىزدند و كاملًا كوتاه ميكردند و اين مسأله نيزباعث تمسخر مضاعف ديگران در مدرسه مىشد ، ولى طبق تربيتى كه ايشان نموده بودند اعتنا نمىكرديم و صبر مىنموديم . مايل نبودند فرزندانشان نازپرورده باشند ، لذا ما را به امور سخت وادار ميكردند و به‌مقتضاى شرائط ، كارهاى سنگين و مشكلى را نيز بر عهدهء ما مىگذاشتند ؛ فىالمثل در گرماى ظهر بعد از بازگشت از مدرسه و صرف ناهار كه طبعاً حال و رمقى باقى نمانده ميفرمودند : الآن فلان كار را انجام دهيد . با اينكه انجام آن كار در فرصتى ديگر هم مقدور بود ، ولى عمد داشتند كه ما را سخت‌كوش بار بياورند . ما نيز اطاعت ميكرديم و گذشته از آنكه در خودمان قدرت مخالفت با ايشان را نمىديديم ، برايمان محرز بود كه اين أمر ايشان از سر دلسوزى و براى تربيت ماست ، خصوصاً كه مىديديم خود ايشان دائم در رياضت و سختى به‌سر مىبرند و از همه چيزِ خود براى ديگران مايه مىگذارند . وقتى روزه‌هاى مستمرّ در گرماى تابستان و بيدارى شبها و انفاق‌هاى بىشائبه و رسيدگى به محرومين در عين تنگدستى و امثال اين امور را از ايشان مشاهده ميكرديم ، انجام برخى از كارهائى كه براى هم‌سنّان ما مشكل بود بر ما آسان مىشد . نفس آدمى بايد رياضت ببيند تا تربيت شود و بدون آن ، وصول به منزل مقصود محال است .