زندگى ما يك زندگى ساده و بىآلايش ، و از انواع بازىها و تفريحات متنوّع خالى بود . ترويح و تفريح اهل منزل منحصر بود در درس و رفتوآمد به مسجد و مدرسه و زيارت يا بازى بچّهها در درون خانه ؛ و برنامهء خانه اينطور نبود كه هر هفته يا هر ماه گردش و تفريحى باشد .
در تربيت علّامهء والد آرامش اهل منزل به اين امور موهومى نبود ، بلكه با رعايت تقوا و ورع و محبّت افراد خانواده و اشتغال به وظائف و درس و كارهاى منزل ، به مقدار كافى نياز روحى همه برآورده مىشد . البتّه ممانعتى از بازيهاى سالم فرزندان در منزل نداشتند .
در آن زمان هنوز زندگى متعارف بسيارى از افراد همينطور بود و مردم در صلح و صفا و آرامش بدون نياز به انواع تجمّلات و برنامههاى نامناسب راديو و تلويزيون و بازيهاى لهوى و امثال آن ، زندگى مىكردند و اين نيازهاى كاذب كه امروزه از دول كفر به ارمغان آمده و حقيقت آن جز توهّم و تخيّل نيست ، هنوز در جامعهء اسلامى رواج نيافته بود .
ولى از آن زمان كه فرهنگ و سنّت غرب در جامعه رواج يافت ؛ زندگىها دگرگون شد و به جاى انس و الفت اعضاء خانواده با يكديگر و تشريك مساعى در رفع حوائج و انجام امور مفيد و ثمربخش و حقيقى ، اوقات جوانان و بزرگسالان به امور پوچ و اعتبارى و انواع لهو ولعب با عناوين ظاهرفريب : تفريح و ورزش و سرگرمى و بازى و فيلم و جشن و غيره صرف شد و از آن پس ديگر آن آرامش و شادابى و صفا و نور از بين رفت و مردمى كه بايد در مسير توحيد و قرب به حقّ قدم برمىداشتند ، در بيغولههاى تاريك عالم دنيا گرفتار شده و از
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 599
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٩٩