تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
« شايسته است كه فرزند را در كودكى به امور سخت و شاقّ وادار نمايند تا در بزرگى حليم و بردبار گردد . » هيچوقت نديديم آن وقار و متانت بىمانندشان از دست برود و در تأديب و تربيت فرزندان عنان امر از كفشان خارج شود ! كه اگر در تأديب عنان از دست پدر خارج شده و فرزند احساس نكند كه پدر از سر محبّت و شفقت وى را مؤاخذه كرده يا مىزند ، اثرى منفى خواهد داشت . با آنكه بسيار با ابّهت و هيبت بودند و همه از ايشان به شدّت حساب ميبردند و گاهى هم در صغر سن ما را تأديب ميكردند ، ولى مع‌ذلك فرزندان همگى ايشان را بسيار دوست داشتيم و علاقهء ما به ايشان بسيار فراتر از محبّت فرزند به پدر بود و ايشان هم بسيار بامحبّت و با ايثار بودند و رابطهء محبّت و علاقه طرفينى بود . طورى با ما رفتار ميكردند كه ما واقعاً هيچ ملجأ و پناهى جز ايشان نداشتيم و هر مشكل و مسأله‌اى كه بود خدمت خودشان مطرح مىكرديم و ايشان را از هر كسى به خود نزديكتر ميديديم . امكانات و نيازهاى واقعى اهل‌منزل زندگى ما از تجمّلات مرسوم به دور بود ، و اينطور نبود كه هر يك اطاقى و تختى و بساطى داشته باشيم . منزل احمديّه آنقدر اطاق نداشت كه به هر يك از ما اطاقى اختصاص پيدا كند ؛ كلّاً يك اطاق بيرونى و سه اطاق اندرونى داشت
هامش
فى صغَرِه لِيكونَ حليمًا عاقلًا فى كبَرِه . و الحاصلُ أنَّ سوءَ خُلقِ الصّبىِّ مطلوبٌ فإنَّه يدُلُّ على أنّه يكونُ عاقلًا فى كبَرِه . و يؤيّده ما رُوِى أنّ عَرامةَ الصّبىّ فى صغَرهِ دليلٌ عَلى حِلمِه فى كبَرِه . و فى الكافى بزيادة : ثمَّ قال : ما يَنبَغى أن‌يَكونَ إلّاهكَذا . و رُوىَ : أنَّ أكيَسَ الصِّبيانِ ( أى أعقَلَهُم ) أشَدُّ بُغضًا لِلكُتّابِ ، و كُتّابٌ كَرُمّانٍ المَكتَبُ . ( روضةالمتّقين ، ج 8 ، ص 652 )